جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٠
جز با سپاهيان استوار نگردد و پايدارى سپاهيان جز به خراج و ماليات رعيت انجام نمىشود كه با آن براى جهاد با دشمن تقويت گردند. و براى اصلاح امور خويش به آن تكيه كنند و نيازمندىهاى خود را برطرف سازند ... پس فرماندهى نيروهاى مسلح را به كسى بسپار كه: خدا و رسول خدا و امامت را از همه خيرخواهتر و دلسوزتر باشد. پاكدامنترين و در متانت برجستهترين كسان باشد.
كسى كه دير به خشم آيد و با شنيدن پوزشى آرام گيرد. با ناتوانان مهربان و بر توانمندان پرخاشگر باشد. درشتى بىجا بر نينگيزدش و احساس ناتوانى، در رويارويى لازم بر جاى ننشاندش. وانگهى با فرماندهى بيشتر در- پيوند تنگاتنگ- باش كه از خانوادههاى ريشه دار و شايسته باشند و داراى پيشينهاى درخشان و آنهايى كه دلاور و سلحشور و بخشنده و بلندنظراند، كه اينان به مجموعهاى از بزرگواريها آراستهاند و ريشه در ارزشها و نيكيها دارند.
آنك، چونان والدين كه به كار فرزندانشان مىرسند، تو نيز امور اينان را رسيدگى كن و هرچه را كه براى تقويتشان انجام مىدهى، بزرگ مشمار و هيچ بهانهاى را كه براى مهرپرورى و دلجوييشان به دست مىآورى، ناچيز مپندار، كه اين همه بر وفادارى و اعتمادشان به تو و فداكاريشان مىافزايد. نيازهاى خرد و ناچيزشان را با تكيه بر نيازمنديهاى سنگين، بىپاسخ مگذار كه از مهربانيهاى اندكت سود مىبرند و لطفهاى چشمگير و بزرگت را نيز جايگاهى ويژه است كه از آن بىنياز نيستند.
بايسته است كه گزيدهترين سران لشگريانت در نزد تو، كسى باشد كه كمك و يارى خويش ارزانيشان دارد و از بودجه خود بىدريغ به آنان ببخشد، به گونهاى كه خانوادههاشان، كه پس پشت مىگذارند و مىروند، در آسايش كامل باشند تا در نبرد با دشمن تنها به يك