جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧١
از خدا مىخواهم كه به زودى از يارانى چنين آسودهام كند، كه به خدا سوگند اگر رويارويى با دشمن و رسيدن به فيض شهادت را اميد نبسته بودم و به اين دلخوشى خود را براى مرگ آماده نمىكردم، حتى ماندن يكروزه را با اينان دوست نمىداشتم و يك بار ديدنشان را هم تحمل نمىكردم.
اين نامه را امام (ع) به عبداللَّه بن عباس (فرماندار امام در بصره) نگاشته و طى آن خبر ناگوار اشغال مصر توسط لشگر معاويه و نيز فاجعهشهادت محمد بن ابىبكر را به وى داده است. امام (ع) ضمن بازگويى فضايل محمد بن ابىبكر و غم درد آلودى كه از شهادت اين فرمانده رشيد بر قلب امام نشسته بود، به ابنعباس هشدار مىدهد كه در پاسدارى از دژ محكم بصره كه يكى از دژهاى استوار كشور اسلامى آن روز (مصر، كوفه و بصره) بود كوتاهىنكند و از توطئههاى دشمنان و مردم ناراضى غفلت نورزد. ١ ١. ر. ك. جهاد عميد/ ١٥٦.
١. تقدير از فرمانده شهيد: امام (ع) از محمد بن ابىبكر اين فرزند رشيد اسلام كه مظلومانه و با شكنجه به شهادت رسيد، چنين ياد مىكند: «پاداش او را از خدا مىطلبم كه فرزندى خيرانديش بود و كارگزارى سختكوش و تيغى برّا و تكيهگاهى استوار».
فَعِنْدَ اللَّهِ نَحْتَسِبُهُ وَلَداً نَاصِحاً وَ عَامِلًا كَادِحاً وَ سَيْفاً قَاطِعاً وَ رُكْناً دَافِعاً ٢. مسؤوليت پذيرى به اميد كسب شهادت در راه خدا: امام على (ع) آرزوى شهادت در راه خدا را آنچنان والا و جذبه قوى حيات مىداند كه قبول مسئوليتهاى ناشى از زندگى كردن با مردم ١ و رودررو شدن با دشمنان را تنها براى رسيدن بهآرزوى خويش- يعنى شهادت- مىداند چون شهادت ارزندهترين پاداشى است كه از ميان آن همه سختىها و رنج و آزارهانصيب او مىشود. ٢ فَوَاللَّهِ لَوْ لَا طَمَعِي عِنْدَ لِقَائِي عَدُوِّي فِي الشَّهَادَةِ وَ تَوْطِينِي نَفْسِي عَلَى الْمَنِيَّةِ لَأَحْبَبْتُ أَلَّا أَلْقَى مَعَ هَؤُلَاءِ يَوْماً وَاحِداً وَ لَا أَلْتَقِيَ بِهِمْ أَبَداً ١. جهاد عميد/ ١٥٦. ٢. آئين جهاد/ ٨٥.