جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٨
١. جنگ جهاد در آيينه روايت(ج١) ٢٤٥ نامه ١٢ ص : ٢٤٣ روانى عليه فرماندهان دشمن: امام (ع) با بيان مطالبى سنجيده و حساب شده، مىكوشد روحيه دشمن و به ويژه فرماندهان را تضعيف نمايد و بدين ترتيب قدرت تصميمگيرى او را ضعيف كند.
از جمله به معاويه، فرمانده لشكر شام مىفرمايد: اگر در ادعايت صادق هستى، دو سپاه را در كنار هم بگذاريم و تن به تن بجنگيم! ... اين منم، ابوالحسن! درهم كوبنده جد و برادر و دايى تو در روز بدر؛ همان شمشير و همان نيرو و توان با من است ...
گويا تو را مىبينم كه در جنگ همچون شتران در زير بار سنگينى ناله مىكنى و فرياد بر مىآورى؛ و مىبينم كه لشكريانت با بى صبرى از ضربات پياپى شمشيرها و بلاهاى سخت و بر خاك افتادن مداوم، تنها مرا به كتاب خدا مىخوانند، در حالى كه لشكريان تو كافر و بيعت كنندگان پيمان شكناند.
فَكَأَنِّي قَدْ رَأَيْتُكَ تَضِجُّ مِنَ الْحَرْبِ إِذَا عَضَّتْكَ ضَجِيجَ الْجِمَالِ بِالْأَثْقَالِ وَ كَأَنِّي بِجَمَاعَتِكَ تَدْعُونِي جَزَعاً مِنَ الضَّرْبِ الْمُتَتَابِعِ وَ الْقَضَاءِ الْوَاقِعِ وَ ...
٢. پاسخگويى به اتهامات دشمن و خنثىسازى جنگ روانى: امام على (ع) در اين نامه نيز همچون اغلب نامههايى كه به معاويه مىنويسد، موضوع خونخواهى عثمان را پاسخ داده مىفرمايد: اظهار مىدارى براى انتقام خون عثمان آمدهاى، در حالى كه مىدانى خون او كجا و به دست چه كسى ريخته شده! اگر به راستى طالب خون او هستى، از همانجا كه مىدانى طلب كن. در پايان نامه نيز مىفرمايد: مرا به كتاب خدا دعوت مىكنى در حالى كه تو و همراهانت كافر و منكرند و يا از جاده حق بركنار.
إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ هِيَ كَافِرَةٌ جَاحِدَةٌ ٣. جنگ افروزى از خصلت دشمنان: معاويه در نامهاى كه به حضرت نوشته حضرت را به جنگ دعوت و تهديد كرده است و حضرت به اين بخش تصريح مىكند كه جنگطلبى از خصلتهاى معاويه است.
وَ قَدْ دَعَوْتَ إِلَى الْحَرْبِ ٤. پاسخگويى به تهديد نظامى دشمن: حضرت در مقابل جنگطلبى معاويه، واكنش نشان داده و مىفرمايد: آماده قتال با تو هستم. ١ فَدَعِ النَّاسَ جَانِباً وَ اخْرُجْ إِلَيَ ١. جهاد زنجانى/ ٦٩.