جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٧
پيمان شكنان:
اهميت جنگ با ٢ جنگ:
اهميت تبيين علل ٣؛ اهداف ٤، ٧؛ قاطعيت در ٦ دشمنان:
انهدام تجمع ٧ فرمانده كل قوا (على (ع)):
قاطعيت ٦ فساد:
عوامل ١ مجاهدان:
افتخارات ٥ مؤمنان:
فرجام جنگ عليه ١ محاربان:
تبيين جنگ با ٣ مفسدان:
جنگ با ٢ خطبه ٢١٩ ٧٧- ٧٧- لَقَدْ أَصْبَحَ أَبُو مُحَمَّدٍ بِهَذَا الْمَكَانِ غَرِيباً أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ كُنْتُ أَكْرَهُ أَنْ تَكُونَ قُرَيْشٌ قَتْلَى تَحْتَ بُطُونِ الْكَوَاكِبِ أَدْرَكْتُ وَتْرِي مِنْ بَنِي عَبْدِ مَنَافٍ وَ أَفْلَتَتْنِي أَعْيَانُ بَنِي جُمَحَ لَقَدْ أَتْلَعُوا أَعْنَاقَهُمْ إِلَى أَمْرٍ لَمْ يَكُونُوا أَهْلَهُ فَوُقِصُوا دُونَهُ.
اينك ابومحمد در اينجا غريب افتاده است، به خدا سوگند كه هرگز خوش نداشتم كه قريش را سرنوشت چنين باشد كه كشتگانشان در زير ستارگان باشند! من به خونخواهى، به فرزندان عبد مناف دست يافتم ولى سران بنى جمح از چنگم گريختند. آنان به آهنگ مقامى، گردن كشى كردند كه شايستهاش نبودند. پس پيش از رسيدن به آن، سركوبى شدند.
حضرت على (ع) اين سخنان را به هنگام گذر بر كشته طلحه و عبدالرحمن بن