جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٩
گروهى از لشگريان مولا، مصمم شدند كه به خوارج بپيوندند و در اين تصميم انگيزه اصليشان ترس از اميرمؤمنان- كه بر او درود باد- و نوعى احساس ناامنى بود. حضرت براى كسب اطلاع از وضع آنان مردى از ياران خويش را گسيل داشت و در بازگشتش پرسيد:
«سرانجام احساس امنيت كردند و ماندند، يا با ترسى موهوم گريختند؟» مرد پاسخ داد: «نه، اى اميرمؤمنان، آنها گريختند» حضرت فرمود:
از رحمت خدا دور باشند، دور باشى چونان دور باش قوم ثمود! هشدار كه چون نيزهها آماجشان سازد و شمشيرها بر فرقشان فرود آيد، از اين موضعگيرى پشيمان شوند. امروز شيطان جذبشان كرده است، اما فردا با بيزارى تنهاشان مىگذارد. همين كيفرشان بس كه از هدايت بيرون شدهاند و در امواج گمراهى و كورى فرو رفتهاند، از حق روى برتافتهاند و در برهوت سرگرداناند.
١. جمعآورى اطلاعات نظامى: اميرمؤمنان (ع) در سال ٣٨ هجرى در آستانه جنگ نهروان فردى را فرستاد براى كسب خبر از روحيه و نيت گروهى از كوفيان كه ترسيده و قصد پيوستن به لشكر خوارج را داشتند.
وَ قَدْ أَرْسَلَ رَجُلًا ٢. برخورد قاطع با پناهندگان به دشمن: مأمور حضرت على (ع) وقتى گزارش خود را مبنى بر ترس عدهاى از كوفيان به امام (ع) ارائه داد و گفت كه همين ترس موجب شده تا تصميم بگيرند و به خوارج بپيوندند، حضرت با قاطعيت با آنها برخورد كرد و فرمود: اگر نيزهها راست شود و شمشيرها بر سرشان فرود آيد از گذشته خود پشيمان شوند! أَمَا لَوْ أُشْرِعَتِ الْأَسِنَّةُ إِلَيْهِمْ ... لَقَدْ نَدِمُوا ...
٣. پناهندگان به دشمن در دام شيطان: كسانى كه به دشمن پناهنده مىشوند قطعاً