جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٥
طلحه و زبير، هريك به رهبرى خود اميد دارد و رياست را در رقابت با دوستش، به سوى خويش مىكشاند، چرا كه هيچ يك با رشتهاى به خدا نمىپيوندند و به جاذبهاى حق سر نمىنهد.
چنين است كه دل هريك، كانون كينه ديگرى باشد و در آيندهاى نه چندان دور، نقاب از چهره برگيرد.
به خدا سوگند كه اگر اينان به هدف خويش دست يابند، اين جان آن را مىگيرد و آن، بر اين يورش مىآورد.
اينك اين گروه ستمكار سركشى آغازيده است، پس ثواب جويان كجايند؟ كه سنتها براى ايشان بازگو شده است، و از پيش، بر اين فتنه خبر يافتهاند، گرچه هر گمراهىاى را توجيهى است و هر پيمان شكنى گرفتار شبههاى است.
به خدا سوگند كه من نه چون اويم كه ضرب- آهنگ توطئه را چندان گوش بسپارد تا فاجعه رخ دهد و در صحنه گريه و ماتم حضور يابد.
اميرمؤمنان (ع) در اين خطبه چهره واقعى و هويت درونى طلحهو زبير فرماندهان جنگ جمل را براى نيروهاى خود روشن مىنمايد تا بدين وسيله از فريب خوردن احتمالى آنان جلوگيرى نمايد.
١. بصيرت سياسى، از ويژگىهاى فرماندهى كل قوا: حضرت، دشمنان خود را به خوبى مىشناسد و از افكار و اهداف آنان آگاه است. لذا نيروهاى خود را نيز از اهداف آنها و مقاصدشان آگاه مىكند تا نيروها نيز با بصيرت، وارد معركه و جنگ شوند. همچنين از اختلاف بين دو فرماندهشان به خوبى آگاه است. (ابن ابى الحديد گويد:
اين سخن اميرالمؤمنين درباره اختلاف طلحه و زبير صحيح است و هيچ شكى در آن نيست؛ زيرا رياست چيزى نيست كه دو نفر آن را تدبير كنند. سيره نويسان نوشتهاند كه اين دو نفر قبل از آغاز جنگ، بر سر امامت جماعت اختلاف داشتند. همچنين از مردم