جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٠
خود بدهكارند. به هر روى، در اولين گام عدالت خواهى، مىبايد خود را محكوم سازند.
به هر حال، مرا بينشى ويژه باشد؛ نه حق را از خود پوشيده داشتهام و نه بر من پوشيده است.
بى شك، اين همان گروه گردنكشى است حيات يافته از نيش (طلحه) و خويش (زبير) كه فضا را به شبهه آلايد.
هرچند جهاد در آيينه روايت(ج١) ١٧٩ خطبه ١٧٠ ص : ١٧٨ كه جريان را ابهامى نباشد و زود باشد كه باطل به كمال ريشه كن شود و بريده زبان از فساد انگيزى و شرسازى باز ماند.
آرى، به خدا سوگند كه اين توطئه گران را چنان آبگيرى بسازم كه كشيدن آبش را تنها خود بتوانم، نه سيراب از آن بيرون آيند و نه هرگز از چشمهاى ديگر آب نوشند ...
امير مؤمنان (ع) در سال ٣٦ و در آستانه جنگ جمل، درباره طلحه و زبير فرمودند: به خدا سوگند (طلحه و زبير و پيروانشان) نه منكرى در من سراغ دارند كه در مقابل آن بايستند و نه ميان من و خودشان راه انصاف پيمودند: آنها حقّى را مىطلبند كه خود ترك كردهاند و انتقام خونى را مىخواهند كه خود ريختهاند. ١ ١. قسمت نخست خطبه ١٣٧ مورد بحث قرار گرفته است.
١. پاسخ به شبهات دشمن: اميرمؤمنان بعد از آنكه مىفرمايد طلحه و زبير و يارانشان هيچ نقطهضعفى در من سراغ ندارند، اضافهمىكند: آنان نمىتوانند مرا قاتل عثمان بخوانند، امّا اگر مرا در ريختن خون او شريك مىدانند، خود نيز در آن سهمى دارند! اما اگر خود به تنهايى آن خون را ريختهاند، بايد از خودشان انتقام بگيرند! اولين مرحله عدالت همين است كه خود را محكوم كنند.
فَإِنْ كُنْتُ شَرِيكَهُمْ فِيهِ فَإِنَّ لَهُمْ نَصِيبَهُمْ مِنْهُ ...
عَلَى أَنْفُسِهِمْ ٢. بصيرت فرمانده كل قوا: امام على (ع) هم چهرههاى برجسته دشمن را خوب مىشناخت و هم شيوه برخورد با آنان را