جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٥
و خم به خود دهيد، زيرا با اين كار سرنيزههاى دشمن مىلغزد و كمتر كارگر مىشود.
چشمها را فروبنديد كه ايستادگى در مقابل سختىها را افزون مىكند و قلب را استوارى مىبخشد. دم فروبنديد و صداها را بميرانيد كه در طرد سستى تأثيرى به سزا دارد. پرچم را برافراشته داريد و تنها مگذاريد و جز به شجاعان و دلير مردانتان، كه در مصاف با دشمن شرف و آبرويتان را پاس مىدارند، مسپاريد، چرا كه تنها كسانى كه بر واقعيتهاى تلخ جنگ شكيبايند، پيرامون پرچم خويش حلقه مىزنند و از چهار سو- چپ و راست، پيش و پس- حراستش مىكنند، نه واپس مىكشند تا پرچم به دشمن تسليم شود و نه از آن پيشى مىگيرند كه در ميان خصم تنهايش بگذارند.
هركس هماورد خود را پاسخگو باشد و برادر همرزمش را با ديده مواسات بنگرد، و مبادا كه حريف را به برادر خود وانهد و او را تنها به دو هماورد بسپارد.
به خدا سوگند كه اگر از شمشير دنيا بگريزيد، از شمشير آخرت گريزى نداريد. شما، برجستگان عرب و بلند پايگان گرانقدر اين نژاديد. بى شك در فرار، خشم خداوند، خوارى هميشگى و ننگ جاودان نهفته است و گريزنده نه لحظهاى بر عمر خويش مىافزايد و نه مىتواند ميان مرگ و خويش حايلى باشد.
مجاهدان شهادت طلب چنان به سوى خدا پر مىكشند كه تشنگان به جانب آب. بهشت در پرتو آذرخش نيزهها است. امروز، خبرها [نيكان] در بوته آزمون ارزيابى شوند و به خدا سوگند كه اشتياق من به رويارويى با دشمن، بيش از شوقى است كه آنان به خانومان دارند.
بارخدايا، سرانجام، اگر اين قوم پذيراى حق نشدند، جماعتشان را