جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥١
خطبه ١٢٣ ٥٣- ٥٣- وَ أَيُّ امْرِئٍ مِنْكُمْ أَحَسَّ مِنْ نَفْسِهِ رَبَاطَةَ جَأْشٍ عِنْدَ اللِّقَاءِ وَ رَأَى مِنْ أَحَدٍ مِنْ إِخْوَانِهِ فَشَلًا فَلْيَذُبَّ عَنْ أَخِيهِ بِفَضْلِ نَجْدَتِهِ الَّتِي فُضِّلَ بِهَا عَلَيْهِ كَمَا يَذُبُّ عَنْ نَفْسِهِ فَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُ مِثْلَهُ إِنَّ الْمَوْتَ طَالِبٌ حَثِيثٌ لَا يَفُوتُهُ الْمُقِيمُ وَ لَا يُعْجِزُهُ الْهَارِبُ إِنَّ أَكْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَ الَّذِي نَفْسُ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ أَهْوَنُ عَلَيَّ مِنْ مِيتَةٍ عَلَى الْفِرَاشِ فِي غَيْرِ طَاعَةِ اللَّهِ وَ كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْكُمْ تَكِشُّونَ كَشِيشَ الضِّبَابِ لَا تَأْخُذُونَ حَقّاً وَ لَا تَمْنَعُونَ ضَيْماً قَدْ خُلِّيتُمْ وَ الطَّرِيقَ فَالنَّجَاةُ لِلْمُقْتَحِمِ وَ الْهَلَكَةُ لِلْمُتَلَوِّمِ.
به هنگام رويارويى با دشمن، هريك از شما كه در خود استوارى و صلابتى احساس كرد، و در همرزم خويش، سستى و ضعفى ديد، بايد كه به شكرانه برترى بر همرزم، از برادر خويش چنان دفاع كند كه از جان و هستى خود؛ كه اگر خدا مىخواست هر دو همسان مىشدند.
بى ترديد، مرگ جويندهاى جدى است كه نه بر جاى ماندگان را از دست مىدهد و نه از فرا گرفتن فراريان ناتوان مىشود.
و در اين ميان، بىگمان مرگ سرخ ارجمندترين مرگهاست. سوگند به آن كه جان پسر ابىطالب به دست او است كه مرا تحمل هزار زخم شمشير آسانتر از مرگ در بسترى است كه نه در راستاى پيروى از خدا است.
پندارى شما را مىبينم كه بى آن كه حقى را به چنگ آورده باشيد، يا ستمى را راه بسته باشيد، سوسمار گونه به واپس مىخزيد.
اينك گزينش راه با شما باشد: رهايى از آن كسى كه احساس خطر كند، و نابودى كسى كه جوّپذير باشد.