جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٩
٢. اطمينان به شجاعت و دلاورى فرد براى نصب به فرماندهى: حضرت مىفرمايد: در چنين نبردهايى فرماندهانى را گسيل خواهم داشت كه به شجاعت و دلاورى آنها رضايت و اطمينان داشته باشم.
وَ إِنَّمَا يَخْرُجُ فِي مِثْلِ هَذَا رَجُلٌ مِمَّنْ أَرْضَاهُ مِنْ شُجْعَانِكُمْ وَ ذَوِي بَأْسِكُمْ ٣. تعطيل نشدن امور جارى حكومت به دليل جنگ: حضرت- با توجه به عدم حساسيت جنگ- مىفرمايد: من بايد در كوفه بمانم و به اداره لشكر و كشور و بيتالمال بپردازم و به قضاوت و پىگيرى خواستهاى مردم مبادرت كنم؛ به تعبيرى شايسته نيست به خاطر چنين جنگى امور لشكرى و كشورى تعطيل شود.
وَ إِنَّمَا أَنَا قُطْبُ الرَّحَى تَدُورُ عَلَيَّ وَ أَنَا بِمَكَانِي ...
٤. اتحاد، محور اقتدار در جنگها: حضرت مىفرمايد: نيروى فراوان شما به خاطر افكار و قلوب پراكندهتان سودى نمىبخشد؛ براى اقتدار آنچه بيش از همه سودمند است اتحاد و همدلى است. ١ إِنَّهُ لَا غَنَاءَ فِي كَثْرَةِ عَدَدِكُمْ مَعَ قِلَّةِ اجْتَماعِ قُلُوبِكُمْ ١. شرح خويى، ٨/ ١٣٢؛ جهاد/ ١٢٥.
٥. آرزوى شهادت، مشوّق صبر بر مشكلات: حضرت در اين خطبه مردم كوفه را عيب جو، طعنه زن رويگردان از حق و پر مكر و حيله مىداند و تصريح مىكند: اگر آرزوى شهادت در راه خدا در نبرد با دشمنان نبود، شما را و امارت بر شما را- با همه سختىها و مشكلاتش- رها مىكردم و از شما فاصله مىگرفتم.
امام آرزوى شهادت در راه خدا را عاملى مىداند كه به خاطر آن امارت بر مردم را با همه مشكلاتش پذيرفته است. ١ وَ اللَّهِ لَوْ لَا رَجَائِي الشَّهَادَةَ عِنْدَ لِقَائِي الْعَدُوَّ ... ثُمَّ شَخَصْتُ عَنْكُمْ ١. شرح خويى، ٨/ ١٠٧.
٦. ناكارآمدى فرماندهى لايق با وجود نيروهاى ناكارآمد: حضرت با اينكه فرماندهى و درايتى قوى داشت اميدى به موفقيتهاى اساسى ندارد، چرا كه گرفتار مردم و سربازانى شده است كه فاقد بسيارى