جهاد در آيينه روايت(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٤
خطبه ٧٣ أُخِذَ مَروَانُ بْنُ الحَكَم أَسِيراً يَوْمَ الجَمَلِ فَاسْتَشْفِعُ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ عَلَيْهِمَاالسَّلامُ الَى اميرِالمُؤمِنِينَ عَلَيه السَّلَام، فَكَلَّمَاهُ فِيهِ، فَخَلَّى سَبِيلَه ٤٠- ٤٠- أَوَ لَمْ يُبَايِعْنِي بَعْدَ قَتْلِ عُثَمانَ لَا حَاجَةَ لِي فِي بَيْعَتِهِ إِنَّهَا كَفٌّ يَهُودِيَّةٌ لَوْ بَايَعَنِي بِكَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِهِ أَمَا إِنَّ لَهُ إِمْرَةً كَلَعْقَةِ الْكَلْبِ أَنْفَهُ وَ هُوَ أَبُو الْأَكْبُشِ الْأَرْبَعَةِ وَ سَتَلْقَى الْأُمَّةُ مِنْهُ وَ مِنْ وَلَدِهِ يَوْماً أَحْمَرَ.
آيا (مروان) پس از كشته شدن عثمان با من بيعت نكرد؟ مرا به بيعت او هيچ نيازى نيست كهدست بيعتش، دست يهوديان را ماننده است. او اگر از سويى دست بيعت پيش آورد از ديگر سو، نيرنگ و خيانت را دم مىجنباند.
هشداريد، كه او فرصت كوتاهى- به كوتاهى ليسيدن سگ بينى خود را- براى رياست در پيش دارد. او پدر چهار فرمانروا (قوچهاى چهارگانه) است، و امت اسلامى در حاكميت او و فرزندانش روزهاى خونينى در پيش دارند.
آوردهاند كهدر جريان جنگ جمل مروان حكم به اسارت سپاه مولا- كه بر او درود باد- درآمد، و او به دامن حسن و حسين- كه بر آنان درود باد- درآويخت و به شفاعتشان خواند. آن دو بزرگ نيز پذيرفتند و با حضرت درباره او صحبت كردند و مولا آزادش كرد. سپس پدر را گفتند (اى امير مؤمنان، او با تو بيعت مىكند). حضرت سخنان فوق را ايراد فرمود.
١. حكم آزادى اسير در اختيار فرماندهى كل قوا: در اثناى جنگ جمل، مروان بن حكم (داماد عثمان) بهدست نيروهاى اسلام اسير شد. او به امام حسن و امام حسين عليهماالسلام پناه برد. آن دو امام، عذر او را پيش امام على (ع) خواستند و شفاعت نمودند. حضرت على (ع) او را رها كرد.
أُخِذَ مَروَانُ بْنُ الحَكَم أَسِيراً يَوْمَ الجَمَلِ