بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٣١ - لزوم پرهيز از افراط و تفريط
آنها را از خود دور سازند و شاهد اين معنى تجهيزات دفاعى است كه دستگاه خلقت، در اختيار انسان گذارده است كه در اين قسمت نيز بايد از افراط و تفريط برحذر باشد زيرا اگر در مقام دفاع از خود افراط كند، با ساير تجهيزات و قواى خود مبارزه كرده است و اگر تفريط نمايد احتياجات خود را تأمين نمىكند و حق تجهيزات دفاعى را نيز ادا نمىكند. اين همان است كه از آن تعبير به شجاعت مىكنند و دو طرف افراط و تفريط آن تهوّر و جبن است. مانند اينكه در مورد «علم و حكمت» نقطه مقابل آن جربزه و كودن بودن و همچنين در مورد «عدالت» دو طرف انحراف آن ظلم و ظلمپذيرى است.
به اين ترتيب ثابت شد كه اصول چهارگانه ملكات فاضله يعنى: عفت، شجاعت، حكمت و عدالت، مقتضاى طبيعت فردى انسان است كه به وسايل و ابزار آنها مجهّز است و تمام آنها خوب هستند و داراى حسن، زيرا خوبى چيزى غير از موافقت با كمال و سعادت و هدف وجودى اشياء نيست و مسلم است كه اين ملكات فاضله موافق با سعادت فردى انسان است و قابل تغيير نيستند و چيزى جاى آنها را نمىگيرد همانطور كه نقطه مقابل اخلاق رذيله و ملكات ردئيه هستند. و اجتماع به نوبهء خود از مقتضيات فردى است و چگونه مىشود در ميان مقتضيات يك طبيعت، تناقض باشد؟! با اينكه اجتماع چيزى جز وسيله براى تسهيل رسيدن به تكامل افراد از راه تعاون و همكارى نيست. وقتى ثابت شد افراد انسان به مقتضاى طبيعت فردى چنين حالى دارند معلوم مىشود افراد در ظرف اجتماع نيز واجد اين صفاتاند زيرا اجتماع هيچگاه مقتضيات و خواستههاى طبيعت فردى را از بين نمىبرد و خود تشكيل شده از افراد است و نمىتواند ملكات اخلاقى را ناديده بگيرد.
و نوع انسان مانند فرد بايد به صورت معتدل، يعنى طورى كه موجب فساد اجتماع نگردد از خود دفاع كند و دنبال منافع برود و به تحصيل علم و حكمت