بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٩١ - روش تربيتى قرآن
با توجه به اختلاف طبقات و سطح افكار انسانها است. براى طبقهاى كه به تعبير قرآن {/يعْلمُون ظاهِراً مِن الْحياةِ الدُّنْيا و هُمْ عنِ الْآخِرةِ هُمْ غافِلُون؛ [١] فقط ظواهرى از دنيا را مىبينند و به حقايق و آخرت توجهى ندارند، بايد با آنها خيلى ساده و آسان صحبت كرد و از راه دنيا وارد شد و آثار دنيايى اخلاق خوب و بد را متذكر شد؛ مثلا به بخيل گفته شود كه: «من جاد ساد؛ كسى كه جود و بخشش داشته باشد، به آقايى مىرسد» و مثل حاتم طايى مشهور مىشود و مردم از او به خوبى ياد مىكنند؛ يا به طمعكار بايد گفت قناعت عزت مىآورد و به قول امير المؤمنين: القناعة مال لا ينفذ؛[٢] قناعت و مناعت طبع، مالى تمام نشدنى است و به قول سعدى:
سيهجامهء خويش پيراستن به از جامه عاريت خواستن
اينگونه موعظهها براى طبقات پايين مردم مؤثر است و براى كسانى كه در رتبه بالاتر هستند و به آخرت توجه دارند، بايد موعظههاى آخرتى و آيات مربوط به معاد بيان شود.
نتيجه اين شد كه اگر اخلاق پسنديده از اين راه پديد مىآيد كه به افراد آگاهى داده شود تا در اثر آگاهى به عمل وادار شوند و عمل تدريجى آنها بر علم و آگاهى قبلى بيفزايد و آن را ثابت و راسخ گرداند، در اين صورت، يك راه براى تربيت و اصلاح افراد، آگاهى دادن به نتيجههاى دنيايى بد اعمال است كه از اين راه افراد را وادار به ترك عمل ناپسند كنيم تا رذيلهاى كه منشأ اعمال زشت آنها است، از بين برود و يا با آگاه ساختن مردم از نتايج خوب اعمال نيك و ارزشمند در دنيا، آنها را بيشتر به اعمال خير و خوب بپردازند و رفتهرفته انجام كارهاى خوب براى آنها ملكه و عادت شود.
[١] روم (٣٠) آيهء ٧.P}
[٢] نهج البلاغه، قصار الحكم، ٤٧٠.P}