بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٧٤ - قدم اول در تهذيب
رفتهاند و به گمراهى واضحى دچار شدهاند. آنها علم و درك نادرستى دارند كه مىگويند ما نبايد احسان كنيم، و در نتيجه، امساك مىكنند و بخل مىورزند. پس اين هم يك بينش عملى است كه اين شخص بخيل دارد. در مقابل آن، بينش عملى صحيح شخص جواد و بخشنده است كه او را وادار به احسان و نيكى مىكند و حتى از نان شب خود مىگذرد و آن را به نيازمندان مىدهد؛ همانطور كه اهل بيت (ع) در بيمارى امام حسين (ع) سه روز روزه نذر كرده بودند و سه روز متوالى افطارى خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و گفتند:
إِنّما نُطْعِمُكُمْ لِوجْهِ اللّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جزاءً و لا شُكُوراً؛ [١] ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مىدهيم و از شما هيچ پاداش و سپاسى نمىطلبيم.
{/إِنّا نخافُ مِنْ ربِّنا يوْماً عبُوساً قمْطرِيراً[٢]ما از قهر و غضب پروردگار در روزى مىترسيم كه از رنج و سختى آن، رخسار خلق درهم و غمگين است.
قدم اول در تهذيب
اگر بخواهيم علومى را براى خود تحصيل كنيم كه خلق و ملكهء ما شود راه آن كدام و چگونه است؟ راه تهذيب نفوس از اخلاق بد و از آنسو، تربيت نفوس به اخلاق خوب چيست؟
اين بحث را با مقدمهاى شروع مىكنيم. علم و بينش در عمل اثر دارد و متقابلا عمل نيز در علم و بينش مؤثر است. خداوند متعال مىفرمايد:
{/منْ كان يُرِيدُ الْعِزّة فلِلّهِ الْعِزّةُ جمِيعاً إِليْهِ يصْعدُ الْكلِمُ الطّيِّبُ و الْعملُ الصّالِحُ يرْفعُهُ...؛ [٣] هركس طالب عزّت است بداند در ملك هستى تمام عزّت از آن
[١] دهر (٧٦) آيات ٩ و ١٠.
[٢] دهر (٧٦) آيات ٩ و ١٠.
[٣] فاطر (٣٥) آيهء ١٠.