بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٣١ - نقش مزاج در افاضهء فيض
نه كندفهم است كه دچار وسواس و ترديد در كار و تصميم باشد و نه جولان فكرى بىاندازه دارد؛ زيرا بسيارى از اوقات جولان بىحساب فكر نيز وسواس و فكرهاى عجيب و غريب و خطرناك ايجاد مىكند. كسى كه اين سه نيرو را در حد اعتدال داشته باشد، عادل و كارهاى او از روى عدالت است و مىگويند اعتدال در قواى عقل و غضب كه مربوط به بعد روحانى انسان است، مانند اعتدال در مزاج است.[١]
نقش مزاج در افاضهء فيض
فلاسفه الهى مىگويند در طبيعيّات هر نوعى كه در عالم به وجود مىآيد، در اثر تركيب اجزاى عناصر آن است. قدما عناصر عالم را چهار عنصر (خاك، آب، هوا و آتش) مىدانستند؛ ولى اكنون تعداد آنها را بيشتر مىدانند.
غرض اينكه اگر اجزا با نسبتهاى مشخص با هم تركيب شوند، بر روى يكديگر اثر مىگذارند و از هم متأثر مىشوند و حال متشابه و معتدلى پيدا مىكنند كه فلاسفه آن را مزاج مىگويند. به عقيده آنها مزاج از اعراض و از مقولهء كيف است؛ مثلا اگر شش كيلو آب خيلى داغ را با شش كيلو آب خيلى سرد مخلوط كنيم، دوازده كيلو آب مىشود كه نه خيلى گرم است و نه خيلى سرد. تمام ذرات اين آب مخلوط، داراى اين حالت متشابهاند كه در اثر تأثير و تأثر و مجاورت اجزاى سرد و گرم پيدا شده است و از آن حال معتدلى پديد آمده است. اين اعتدال را مزاج مىگويند.
حكماى الهى معتقدند با اينكه فيض خداوند هيچ رادع و مانعى ندارد، ولى سرّ اينكه بعضى موجودات، انسان مىشوند و بعضى درخت و بعضى از اجزاى
[١] براى توضيح بيشتر ر. ك: معراج السعادة فصل ٥ و ٦؛ تفسير الميزان، ج ١، ص ٣٧٦، بحث اخلاقى.