بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٨ - معناى مكر الهى
از خودگذشتگى امير المؤمنين اين آيه نازل شد:
و مِن النّاسِ منْ يشْرِي نفْسهُ اِبْتِغاء مرْضاتِ اللّهِ و اللّهُ رؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ [١] بعضى از مردم (امام على (ع)) كسانى هستند كه جانشان را براى طلب رضاى خدا مىفروشند و خداوند به بندگان مهربان است.
قرآن مجيد مشورت و مكر كفار را براى آسيب رساندن به پيامبر (ص) در سوره انفال چنين بيان مىكند:
و إِذْ يمْكُرُ بِك الّذِين كفرُوا لِيُثْبِتُوك أوْ يقْتُلُوك أوْ يُخْرِجُوك و يمْكُرُون و يمْكُرُ اللّهُ و اللّهُ خيْرُ الْماكِرِين؛ [٢] هنگامى را به ياد آور كه كافران مكر و حيله مىانديشيدند براى اينكه تو را بازداشت كنند يا بكشند و يا از مكه اخراج كنند، و مكر مىكنند و خداوند هم مكر مىكند و خداوند بهترين مكركنندگان است.
معناى مكر الهى
چون مكر كردن قبيح است و خداوند هم كار قبيح انجام نمىدهد، مفسران گفتهاند: مكر خداوند يعنى پاداش مكر آنها را مىدهد؛ مثلا عذاب مىكند. در واقع، جزاى مكر آنها را مكر ناميدهاند. علماى معانى اينگونه تعبيرات را مشاكلت مىنامند؛ يعنى كار كفار، مكر و خدعه است و از باب رعايت همانندى در تعبير، مقابلهء به مثل خداوند هم، خدعه و مكر ناميده شده است. پس نه اينكه خداوند ابتدائا كيد و مكر مىكند؛ بلكه كسى كه حيلهگرى كند، خداوند جزاى او را مىدهد.
ولى بعضى بزرگان اين توجيه را نپذيرفتهاند و با توجه به معنى اصلى مكر، آن را تفسير كردهاند. راغب اصفهانى مىنويسد: المكر صرف الغير ممّا يقصد، بحيلة؛ [٣]مكر عبارت است از منصرف كردن ديگرى با تمهيد و تدبير از
[١] بقره (٢) آيهء ٢٠٧.
[٢] انفال (٨) آيهء ٣٠.
[٣] مفردات راغب، مادهء مكر.