بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٨٧ - فريفتهء كار خير خود نشويم
فريفتهء كار خير خود نشويم
يكى ديگر از مصاديق غرور، اعمال انسان است كه فكر كند با داشتن اعمال خير عذاب نمىشود و به آنها خاطرجمع باشد؛ مثلا اهل علم فكر كنند كه علم و دانش، سبب اطمينان نفس از عقوبت و عذاب الهى است. اگر اعمال خود را وسيله دلگرمى خود قرار دهيم و به لطف و رحمت خداوند تكيه نكنيم، اين كار به معنى ايمنى از مكر و تدبير خداوند است. علماى اخلاق مىفرمايند همچنان كه يأس از رحمت خدا يكى از گناهان كبيره است، ايمنى از مكر الله هم از همين قبيل است.
مكر خداوند
در قرآن شريف معمولا مكر به خداوند نسبت داده شده است، براى روشن شدن معناى آن مقدارى دربارهاش بحث مىكنيم. در سوره انفال مىفرمايد:
و مكرُوا و مكر اللّهُ و اللّهُ خيْرُ الْماكِرِين؛ [١] مكر و حيله كردند و خداوند هم متقابلا مكر نمود و خداوند بهترين مكركنندگان است.
آيه شريفه درباره مشاورهء مشركان مكه براى نابودى پيامبر در بستر استراحت است. آنها فكر مىكردند چون آن حضرت را در مكه محصور كردهاند، تبليغ و دعوت پيامبر در نطفه خفه شده است؛ اما وقتى متوجه شدند كه اهل مدينه پيامبر اسلام را دعوت كردهاند، تصميم گرفتند او را به هر قيمتى، از بين ببرند. اين بود كه در محل مخصوصى به نام دار الندوه جمع شدند و بعد از مشورت و نظرخواهى رأى آنها به اين منتهى شد كه چهل نفر شبانه به خانه پيامبر (ص) بريزند و او را شهيد كنند و بعد هم خونبهاى او را بدهند. پيامبر (ص) به على (ع) پيشنهاد كرد تا در رختخواب حضرت بخوابد. على (ع) پرسيد آيا با اين كار جان شما سالم مىماند؟ آن حضرت فرمود: بلى. آنگاه على (ع) پيشنهاد رسول خدا (ص) را پذيرفت و حاضر شد جانش را فداى پيامبر كند و سلامتى او را بر حفظ جان خويش ترجيح داد. در شأن و
[١] انفال (٨) آيهء ٣٠.