بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢٤٥ - سببسازى و سببسوزى خداوند
مقصود اين است كه عالمى كه ما در آن زندگى مىكنيم، در سايه اسباب و مسببات است. در حديث از امام صادق آمده است كه:
ابى الله ان يجرى الاشياء الاّ باسباب فجعل لكلّ شىء سببا [١]خداوند امتناع دارد امورى را به جريان بيندازد، مگر از طريق اسباب و عوامل آنها. پس براى هر چيزى سببى قرار داده است.
پديد آمدن اسباب خير و شر، هر دو زير نظر خداوند است. اگر گاهى به حسب ظاهر پيشبينى شر مىشود، باز هم نبايد نااميد بود؛ زيرا ممكن است خداوند اسبابى را پيش بياورد و پيشبينيها را باطل كند. به قول حافظ:
شهر خالى است ز عُشاق مگر از طرفى دستى از غيب برون آيد و كارى بكند
گاهى پيشبينى مىكنيم عجب وضع بدى است، اما انسانى كه موحّد و خداپرست است، امور را از دست خدا خارج نمىبيند و امكان دارد از سوى او از جايى كه ما گمانش را هم نمىكنيم و از نظر ما غيب است و به قول حافظ، دستى از غيب برون آيد و كارى بكند. همينطور اگر اسبابى فراهم شده كه به ظاهر زندگى ما را رونق داده، نبايد مغرور شويم؛ زيرا ممكن است اسبابى پيش بيايد و اينها را از بين ببرد، بدين جهت، خداوند مىفرمايد:
و لا تقُولنّ لِشيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِك غداً `إِلاّ أنْ يشاء اللّهُ[٢] هيچ كارى را به طور قطعى نگوييد فردا انجام مىدهيم، مگر اينكه خدا بخواهد و گفته خود را همراه كنيد با ان شاء الله.
اين يك تعارف و شعار نيست؛ بلكه شعور و حقيقت است و با اين تعبير اقرار مىكنيم كه كار از دست خدا خارج نيست و همه امور به دست او است.
[١]اصول كافى، ج ١، كتاب الحجة، باب معرفة الامام، ح ٧.
[٢] نهج البلاغه، حكمت ٣٤٨.