بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ٢١٦ - نمونههايى از غرور و افتراهاى يهود
طايفه يهود مىگفتند ما دوستان خدا هستيم و ديگران دوست خدا نيستند كه قرآن در جوابشان مىگويد:
قُلْ يا أيُّها الّذِين هادُوا إِنْ زعمْتُمْ أنّكُمْ أوْلِياءُ لِلّهِ مِنْ دُونِ النّاسِ فتمنّوُا الْموْت إِنْ كُنْتُمْ صادِقِين `و لا يتمنّوْنهُ أبداً بِما قدّمتْ أيْدِيهِمْ...؛ [١] اى پيامبر، به قوم يهود بگو اگر مىپنداريد فقط شما دوستدار خداييد، اگر راست مىگوييد آرزوى مرگ كنيد - كه آرزوى اولياى خدا است - درحالىكه هرگز چنين آرزويى نمىكنند و از مرگ به سبب اعمالشان مىترسند.
عدهاى از يهوديها در دين بدعت مىگذاشتند و ديگران هم فريب آنها را مىخوردند. يكى از بدعتها و افتراهايى كه به خدا نسبت مىدادند، همين بود كه ما بنى اسرائيليها بر ديگران امتياز داريم و خداوند ما را كم عذاب مىكند. اين تفكر سبب مىشد آنها هر ظلم و جنايت و اجحافى را در حق ديگران روا بدارند و با اينكه قبول دارند اين كار ظلم و اجحاف است، ولى با اطمينان خاطر و پشتگرمى به اينكه چندان عذابى ندارد، مرتكب مىشدند.
نمونه سوم: يك طايفه از يهوديها، صهيونيستها هستند كه خود را گل سرسبد جهان بشريت حساب مىكنند و بواسطه امتيازى كه براى خود قائلاند به خودشان حق مىدهند ساير ملتها را استعمار و استثمار كنند و مىگويند ديگران در قبال ما اصلا حقى ندارند و ما حق داريم هرگونه آزادى را از ديگران سلب كنيم، و در اين راه تلاش مىكنند. خداوند در اين زمينه مىفرمايد:
و مِنْ أهْلِ الْكِتابِ منْ إِنْ تأْمنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤدِّهِ إِليْك و مِنْهُمْ منْ إِنْ تأْمنْهُ بِدِينارٍ لا يُؤدِّهِ إِليْك إِلاّ ما دُمْت عليْهِ قائِماً ذلِك بِأنّهُمْ قالُوا ليْس عليْنا فِي الْأُمِّيِّين سبِيلٌ و يقُولُون على اللّهِ الْكذِب و هُمْ يعْلمُون؛ [٢] بعضى از اهل كتاب اينگونهاند كه اگر پيش
[١] جمعه (٦٢) آيهء ٧، ٦.
[٢] همان، آيهء ٧٥.