بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٦١ - استفادهء بهينه از دنيا
آنها بىتفاوت گذرد و يا بشنود اما توجهى نكند، در قيامت كور محشور مىشود؛ مثل اينكه اگر در عالم رحم جاى چشم براى انسان قرار داده نشده بود، انسان كور مادرزاد به دنيا مىآمد و چقدر محروميتها داشت و چه بسا خودش هم متوجه نيست؛ چون كور مادرزاد نمىداند انسانهاى بينا، چه عالمى دارند و هرچه به او بگويند اين ساختمان خوشنقشه، اين باغ باصفا و اين شخص، خوشصورت است، نمىفهمد و اگر خواب هم ببيند، خواب صورت زيبا نمىبيند؛ چون مايهء آن را ندارد و به فرمايش منسوب به امير المؤمنين (ع):
من فقد حسّا فقد علما؛ كسى كه يكى از حواس را نداشت علم ناشى از آن را ندارد.
از آيه شريفهء فوق استفاده مىشود حيات اخروى انعكاس حيات دنيايى و نتيجه آن است و دنيا و آخرت دو نشئه از يك هستىاند و يك هستى تكامل وجودى دارد و زندگى دنيا كه در دسترس ما است، نسبت به زندگى آخرت كه بعد مىآيد، نزديكتر است. اين معنى دنيا است.
نتيجه مبحث اين شد كه دنيا گاهى فى نفسها ملاحظه مىشود و در حد خود ارزشمند است كه عبارت از عالم جسم و جسمانيات و ماده مثل خورشيد و زمين و ماه و ستارگان است و گاهى دنيا را نسبت به خودمان ملاحظه مىكنيم كه جزئى از آن مجموعه هستيم و در سير تكامل به سوى آخرت پيش مىبريم كه از اين ديدگاه ناچيزيم.
ستفادهء بهينه از دنيا
گفتيم كه اطلاق دنيا بر جهان فعلى، از ماده دنوّ و از باب افعل تفضيل و به معنى نزديكتر است (نسبت به عالم آخرت)؛ و اگر به اين معنا نباشد، بلكه آن را از ماده دنىّ و دنائت به معنى پستى و بىارزشى بدانيم، بايد بگوييم اين معنا،