بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١٦٠ - ملاحظه دنيا به اعتبار ما
ادامهء حيات و زندگى احتياج به موجودات خارج از خود داريم و ناچاريم در زمين تصرف كنيم و از حيوانات و انسانها براى رفع حوايج خود كمك بگيريم.
پس اوّلا، در حيات دنيا بايد با ابزار جسمى درك و فعاليت كنيم و اينها بايد واسطه شوند و اگر مختل شوند، ادراكات ما مختل مىشود و ثانيا، ناچاريم با دخل و تصرف در عالم خارج از خود ادامه حيات بدهيم و تجارت و معامله داشته باشيم. بنابراين نبايد زندگى دنيا را جدا از آخرت حساب كرد. انتقال انسان از اين جهان به جهان ديگر مثل اين است كه مدتى در اين اتاق باشيم و بعد ما را به اتاق ديگر ببرند و امكانات آن را به ديگران بدهند و يا از دبيرستانى فارغ التحصيل شويم و به دانشگاه برويم. اساسا حيات آخرت مرتبط به حيات دنيا است. زندگى فعلى ما ادامهء زندگى عالم رحم است كه مرحلهاى از مراحل همين زندگى دنيا است و هر مرحله، تكامل و نتيجه مرحله قبلى است. زيربناى اينها همه در عالم رحم ريخته شده و زندگى و طرز رفتار در مراحل شيرخوارگى، كودكى، نوجوانى، جوانى و دوران كهولت به هم مربوط است و طرز رفتار در دوران جوانى. در دوران پيرى خيلى مؤثر است. بدين جهت، اگر انسان اين دوره را به بطالت نگذارند و علم و هنرى بياموزد، مىتواند كمبودى را كه به طبيعت در دوران پيرى با از دست دادن نشاط و نيروى جوانى، پيدا مىكند، جبران كند. همان گونه كه هر مرحلهاى از مراحل عمر، عامل بهرهمندى از مرحله بعد و زيربناى آن مىشود، حيات آخرت نيز نتيجه عالم دنيا است. قرآن مىفرمايد:
و منْ كان فِي هذِهِ أعْمى فهُو فِي الْآخِرةِ أعْمى و أضلُّ سبِيلاً [١]و هركس در اين جهان نابيناست، در عالم آخرت نابينا و گمراهتر خواهد بود.
كسى كه در اين دنيا چشم حقيقتبين نداشته باشد و يا حقايق را ببيند و از
[١]اسراء (١٧) آيهء ٧٢.