بیست گفتار اخلاقی - عرفانی - ایزدی، عباس؛خزائلی، محمدعلی - الصفحة ١١٢ - فطرى بودن دين
خدا غافل سازد و كسانى كه با پرداختن به امور دنيا از ياد خدا غافل شوند، حقيقتا زيانكاراناند.
تحصيل دنيا و غرق شدن در آن، كه نمونه كامل دنيا مال و اولاد است، سبب از دست دادن سرمايه ارزشمند عمر و زيان و ضرر مىشود.
در سوره نجم در آيات ٢٩ و ٣٠ مىفرمايد: كسانى كه جز حيات دنيا را نخواسته و اراده نكردهاند، چشم و گوش بستهاند. ذلِك مبْلغُهُمْ مِن الْعِلْمِ. «مبلغ» مصدر ميمى است؛ يعنى بلوغهم من العلم. در اين صورت، معناى آيه اين است كه دنياطلبان در فهم و علم تا به اين حد رسيدهاند و فهم آنان از فهم حيوانات بالاتر نرفته است؛ اما اگر «مبلغ» اسم مكان باشد، يعنى حد علمشان تا اينجا است و در مورد ماوراى عالم ماده درك و شعورى ندارند.
نتيجه بحثهاى گذشته اين است كه دعوت و تشويق به صبر و انفاق و اعمال خير براى احراز پاداش آخرتى، به معنى نپرداختن به دنيا و ترك آن نيست و در حقيقت، دين مىخواهد مردم را متوجه قانون خلقت كند كه نتيجه اعمال در آخرت ظاهر مىشود.
فطرى بودن دين
دين فطرى و پابرجا آن است كه طبق نظام خلقت باشد. قرآن مىفرمايد:
{/فأقِمْ وجْهك لِلدِّينِ حنِيفاً فِطْرت اللّهِ الّتِي فطر النّاس عليْها لا تبْدِيل لِخلْقِ اللّهِ ذلِك الدِّينُ الْقيِّمُ و لكِنّ أكْثر النّاسِ لا يعْلمُون؛[١] اى پيامبر، (با پيروانت) حقگرايانه و مستقيم روى به جانب آيين پاك اسلام آور و پيوسته از خلقت (و طريقه) خدا كه انسانها را بر آن آفريده، پيروى كن كه هيچ تغييرى در خلقت خدا نيست. اين است آيين استوار، و ليكن اكثر مردم از حقيقت آگاه نيستند.
[١]. روم (٣٠) آيهء ٣٠.