کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧١ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
سرزنش كرد.
رسول اكرم ٦ با من عهد كرد و فرمود اى پسر ابو طالب ولايت امر من با تست. پس اگر با عافيت و سلامت ولايت را به تو واگذاشتند و به اتفاق بر آن رضا در دادند به آن كار قيام كن اما اگر اختلاف كردند آن را و آنچه را بآن سرگرمند واگذار و رها كن زودا كه خداى تعالى ترا راه بيرونشو ايجاد كند و گشايش رساند.
پس پيرامون خود را نگريستم و جز اهل بيت خود يار و ياورى نيافتم ناچار آنان را از هلاكت پاييدم و حفظ كردم.
اگر بعد از رسول اكرم ٦ حمزه عمويم و «جعفر» برادرم براى من مانده بودند به اجبار و اكراه با «ابو بكر» بيعت نمىكردم.
من دچار دو مرد (عباس) و (عقيل) شدم كه كارى از آنان ساخته نبود پس در نظر گرفتم كه خاندان خويش را حفظ كنم و با خار و خاشاك در ديده، چشم بر هم نهادم و جرعههاى خشم و اندوه را با گلوى گرفته فرو بردم و با شكيبايى تلختر از حنظل و شكافندهتر از تيغ ساختم.
اما كار عثمان، گويى از قرنهاى نخستين كار او معلوم بود.
عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي فِي كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى.
(سوره طه آيه ٥٤) علم آن در كتاب نزد پروردگار من است كه نه خطا مىكند نه فراموشى دارد.
اهل (بدر) او را بىپناه رها كردند و اهل (مصر) به قتل رساندند. بخدا سوگند كه من نه امر كردم نه تهى نمودم كه اگر امر كرده بودم همانا قاتل بودم و اگر نهى كرده بودم يارى دهنده محسوب