کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٣ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
رسول گرامى ٦ با شما بيعت كردم و مردم را به بيعت دعوت كردم. پس هر كس با رضا و رغبت بيعت كرد پذيرفتم و هر كس از بيعت خوددارى كرد او را ترك كردم.
نخستين بيعتكنندگان «طلحه» و «زبير» بودند و گفتند با تو بيعت مىكنيم بشرط آنكه در كار خلافت شريك تو باشيم. گفتم نه اما در قوّت و نيروى كار با من شريك باشيد و در حال ناتوانى يار و مددكار من. به اين شرط بيعت كردند و اگر خوددارى مىكردند وادارشان نمىكردم هم آنسان كه هيچ كس ديگر را وادار به بيعت نكردم. «طلحه» اميد داشت به حكومت «يمن» برسد و «زبير» بحكومت «عراق»، هنگامى كه دانستند به آنان حكومت نخواهم داد به بهانه «عمره» رخصت سفر خواستند در حقيقت قصدشان نيرنگ و حيلهگرى بود. سپس به «عايشه» پيوستند و او را كه دل از دشمنى من انباشته بود به جنگ با من برانگيختند.
«عبد اللَّه بن عامر» آنها را به بصره كشانيد و تعهد كرد كه مال و مرد جنگجو در اختيارشان بگذارد عايشه آنها را مىكشاند و آنها عايشه را. عايشه را پناهگاه خود و آلت دست خود قرار دادند و در پيرامون او به جنگ پرداختند. چه گناهى سهمگينتر ازين كه زنان خود را در خانه محفوظ نگاه داشتند اما حرم رسول خداى ٦ را از خانه بيرون كشيدند و حجاب او را كه خداى تعالى بر او پوشانده است برداشتند:
سه خصلت است كه بازگشت نتايج آن عايد عامل آن گردد:
نخست آنكه خداى تعالى مىفرمايد: