کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١٦٣ - بخش ١٢١
آنان. امّا اين معاشرت وقتى ناپسند است كه براى مخالفت با اعمال ناپسند آنان و از روى اطاعت فرمان خداى عزّ جلاله براى پند گفتن به آنان نباشد، چه، خداى جل جلاله از انسان چنين مىخواهد كه آنسان كه مولاى او كه بر نهانىها و رازهاى او آگاهست باو فرمان داده است با مردم معاشرت كند يا دست كم از آنچه خداى جل جلاله از آن اعراض مىفرمايد اعراض كند و از آنچه كه خداى جل جلاله از آن خشمگين است متنفر باشد و اين مقام بسى دشوار است و به خدا سوگند كه بسيار بعيد مىدانم كه انسان چنين باشد بويژه اگر كسى كه با او معاشر است صاحب مقامى باشد يا مورد نياز او باشد و نياز او را بر آورده و باو خوبى كرده باشد درين حال چگونه او را دل با خداى جل جلاله خواهد بود تا از آن مرد صاحب مقام روى برتابد و دل در اين كار با او همراهى كند؟! هيهات هيهات كه چنين نشود بلكه آن صاحب مقام كه نيازش را بر آورده است بيش از اصلاح كار او دين او را بفساد مىكشاند و به احوال او در آخرت زيان مىرساند.
روزى وزيرى نامهاى به من نوشت و خواستار آن شد كه به ديدار او بروم در پاسخ به او چنين نوشتم: من چگونه توانايى آن دارم كه در مورد نيازهاى خود و نياز فقيران و ديگر نيازمندان با تو مكاتبه كنم در حالى كه خداى تعالى و فرستاده او ٦ و پيشوايان (ع) مرا مكلّف فرمودهاند كه از باقى ماندن تو بر كرسى فرمانروايى حتى تا رسيدن نامه من به تو اكراه داشته باشم، نيز تكليف من اين است كه آرزومند باشم تا زان پيش كه نامه من بتو رسد از مقام خود معزول شده باشى.