کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٦ - بخش ٢٦
و بسا كه استاد را در مقام تعريف اين مطالب ناتوان بيند، چه، استاد نتواند الفاظى را كه نزد ارباب فن متداول است تغيير دهد و نتواند با جملهها و الفاظى آسانتر كه در خور فهم مبتدى باشد، اين نكتهها را باز گويد، و بسا كه استاد خود نيز در بيان اين الفاظ و مفاهيم پيرو ديگران و مقلّد پيش كسوتان خود باشد، و در استدلال به قول اين و آن تمسّك جويد و اقوال و نظريههاى آنان را در اين مطالب معتبر بشناسد، و آن را دليل و حجت و برهان بداند.
فرضا كسى بوسيله استاد، زيادتى را بر اجسام دريابد امّا لزوم سكون را در نيابد مگر اينكه رنج بسيار برد و زحمت استاد كشد و زمانى دراز بگذراند و روزگارى دراز در ظلمت حيرت و حسرت براى دريافت مطالب بسر آورد و مانند شتر كور حركاتش ناموزون و غير طبيعى باشد، و در كشاكش تناقض و تعارض احتمالات و شبهات حيران و سرگردان سير كند تا پس از رنج بسيار طرفى را بر طرفى و قولى را بر قولى با اعتقاد ضعيف و با حدس و گمان ترجيح دهد و هر گاه به اشكالى بزرگ و مهمّى عظيم برخورد كند باز به همان حالت نخستين درآيد و غرقه تحير و ترديد گردد. و از سر كوشش در مقام كشف مطلب برآيد. بنا بر اين، تا هنگام مرگ، پيوسته در تحير و ترديد بسر برد. حتى در دم مرگ نيز شايد آنچه را دليل راه دانسته است در نظرش باطل جلوه كند. حالى كه پيش از اشتغال به اين علم، با همان معرفت اجمالى، به مؤثر و موجد حقيقى اعتقادى كامل و ايمانى راسخ داشت، و از احتمال عروض شبهه و طعن و قدح در امان بود.