کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٩١ - بخش ١٥٦ نامه امير المؤمنين ع در ذكر امامان
دهيم. آن روز آنان كفر ورزيده و نافرمانى رسول كرده بودهاند آرزو مىكنند كه اى كاش با خاك زمين يكسان بودند امّا از خداوند حديثى پنهان نتوانند كرد.
و خداوند به آدم (ع) چنين وحى فرمود كه همانا روزگار تو سرآمد و دوران پيمبرى تو سپرى گرديد و پيمانه تو لبريز شد. پس پيمبرى و ارثيه پيمبرى و نام خداى بزرگ را به پسر خود «هبة اللَّه»[١] واگذار، چه، من زمين را وانگذارم مگر با نشانهاى كه شناخته شود پس پيوسته پيمبران و اوصياى آنان آن را به ارث مىبرند، پيمبران رفتند تا امر نبوت بمن واگذار شد و من آن را به وصى خود على (ع) وامىگذارم و او نسبت بمن بمنزله هارونست نسبت بموسى. و همانا كه على (ع) نيز آن را بفرزندان خود به ارث مىدهد، زنده آنان از مرده آنان ارث مىبرد پس هر كس داوطلب رفتن به بهشت باشد البته بايد «على» و اوصياى او را دوست بدارد و به ولايت آنان اقرار كند و به فضيلت آنان تسليم باشد. كه آنان بعد از من رهبران مردمند و خداوند، ادراك و علم را به آنان عطا مىفرمايد. آنان عترت من و از خون و گوشت منند. من از دشمن آنان، از منكر فضائل و مقامشان و از هر كس صله مرا از آنان قطع كند بدرگاه خداى تعالى شكايت خواهم برد.
پس ما اهل بيت، خاندان و شجره نبوت و كان رحمت و نزولگاه و مرجع فرشتگان و موضع رسالتيم. مثل اهل بيت من در اين امّت همانند كشتى نوح است كه هر كس در آن نشيند از مرگ برهد و هر كس از آن تخلف ورزد غرق گردد.
[١] مىگويند لقب( شيث) فرزند« آدم»( ع)،( هبة اللَّه) بوده است( م)