کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١٢ - بخش ١٥ در شناخت خداى تعالى
است، و همه خردمندان به مدد آن نيرو در مىيابند كه در آنان گوهر و عرض و عقل و نفس و روح آفريده شده است. اگر به زبان حال از جواهرى كه در ما آفريده شده است بپرسى كه آيا آن جواهر يا گوهرهاى هستى در آفرينش اشياء سهمى داشتهاند يا نه، به بيان حال از آنها مىشنوى كه مىگويند اگر ما را چنين قدرتى بودى از چيرهگى رويدادها و دگرگونيها و گردش احوال در خود، جلوگيرى مىكرديمى، و لگدكوب اين همه حادثه ناگوار و بلاهاى گوناگون نمىشديمى. حتّى مىشنيدى كه به زبان حال مىگفتند ما حتى نمىدانيم از چه اجزايى و اجرامى ساختهشدهايم و آسيب پذيرى ما از كدام زاويه و چه اندازه است؟
اگر نزد «اعراض» اين پرسش را طرح كنى مىشنوى كه مىگويند ما فرع جواهريم و انعكاس وجود اوييم. اگر جسمى كه ما سايه آنيم نباشد وجود نخواهيم يافت. پس، ما از جواهر ناتوانتريم و سايه وجود آنيم.
و بالجمله اگر از عقل و روان و جان همين پرسش را به عمل آوريم خواهند گفت كه همانا ناتوانى بر ما غالب است، فراموشى و مرگ و خاكسارى و سستى بر ما دست تسلط دارد و ما همه سر به فرمان ديگرى هستيم كه ما را به مشيّت خود آفريده است و دگرگون مىسازد، و در هر زمان به شكلى ديگر در مىآورد. پس آنگاه بر تو مسلم مىگردد كه در مجموعه عظيم هستى، همه و همه از جواهر و اعراض و نفوس و عقول و ارواح و اشكال و صور، و همه موجودات، همه مصنوع آفريدگارى هستند منزه از هر گونه ناتوانى و نياز، و بر كنار از هر گونه دگرگونى و نقل و انتقال كه همه موجودات جز او دستخوش