کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٧١ - بخش ٦٥
خلفاى بزرگ اسلام و خود داراى صفاتى بود كه بر اهل روزگار خود فضيلت داشت و اين همه بر والايى شأن او دلالت داشت. با اين وصف آن بزرگوار را واگذاشتند آنسان كه به او توجهى نكردند و خويشتن را به حضرت او، عرضه نداشتند و خود را در دامان بنى اميه ملعون انداختند و به اتفاق و همقدمى و ترك دشمنى با آن دشمنان دين و دورى از آن بزرگوار با آن قوم پليد بيعت كردند و با اين كار پايههاى اسلام و مسلمانان را ويران ساختند. آيا ازين مردم و مانندشان، آن گمراهى كه روى داد و با پدران پاك تو از در اختلاف در آمدند و كردار ناپسندنشان دادند و ننگ تعصب را پذيرفتند حيرت آورست؟
بخش ٦٥
نيز از چنين مردمى دور نبود كه از جدّت امام حسن (ع) به علت صلح با معاويه عيبجويى كنند با اينكه آن كار به دستور جدّش رسول اللَّه ٦ بود و جدّ او با كافران مصالحه فرمود و بهانه او در آن كار روشنترين و مدللترين بهانه و عذر بود. اما همين مردم كه مىگفتند چرا امام حسن (ع) با معاويه صلح كرد وقتى حسين (ع) تقاضاشان را براى قيام اجابت فرمود و قيام كرد تا آن مردم را يارى كند و از چنگ ستم برهاند، و با يزيد خونخوار مصالحه نكرد بر خلاف آن حضرت قيام كردند و با او همراهى ننمودند و عدهاى او را تنها گذاشتند و خود را از معركه كنار كشيدند و آن قتل شنيع و مصيبت بزرگ را ناديده گرفتند و بر يزيد ناپاك خشمناك نشدند و بر او خروج نكردند و از خلافت عزلش ننمودند اما براى قتل عبد اللَّه بن زبير كه مردى گمراه بود بر او خشم گرفتند و به يارى او برخاستند و با اين كارهاى ننگين، خود را در سراسر جهان رسوا و بىآبرو