کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٧٠ - بخش ٦٤
ساختند و به مديحه گويى عثمان بن عفان پرداختند و شكرانه او بجاى آوردند و ثناى او گفتند و از باب قتل او به همه اهل مدينه و اعيان صحابه طعن زدند. و گواهى دادند كه آنان بر امر محال اجماع كردند و ريختن خونى را كه پروردگار حرام كرده است، حلال شمردند، و با اين كار رواياتى كه از آنان نقل شده بود طعن زدن و ويران كردن قواعد و اصول اسلام بود كه از آنان ظهور يافته بود. حديث تعصب در باره عثمان به جايى كشيده شد كه در منبر به مدح و بزرگداشت شأن او پرداختند و در نظر يهود و نصرانى و دشمنان دين با اين تناقضها كه از صفت عارفان و خردمندان به دور است ما را بىآبرو ساختند، حال آنكه واجب بود داستان عثمان را تكرار نكنند. آيا از راه بهتان و افترا به آن نخبگان، عثمان را مديحهسرايى كردند. حال آنكه لازم بود براى تبرئه صحابه و تابعان و پيروانشان، ياد عثمان را و نام آلوده او را در ميان ملت پيمبر اسلام ٦ پنهان نگاه مىداشتند.
آيا از نادانان متعصبى كه حالشان را ذكر كردم بعيد بود كه با جدّت محمّد ٦ مخالفت ورزند و عليه پدرت على امير مؤمنان (ع) با آن اختلاف كه بينشان روى داد تعصب به خرج دهند؟
اهل بينش و انصاف بايد در اين مسأله داورى كنند.
بخش ٦٤
و از امتى كه على بن الحسين زين العابدين (ع) در ميان ايشان بود، كه مادرش دختر كسرى بزرگترين پادشاه جهان، و نياى او محمّد ٦ پادشاه آن جهانى و اين جهانى بود و پدرش على (ع) از