کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٨١ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
كشاكش عدهاى كناره گرفتند. ما هم مزاحم آنان نشديم تا گروهى قيام كردند و در زمين فساد كردند و مرتكب قتل نفس شدند. يكى از كشتهشدگان از اهل (ميره) از (بنى اسد) بود. (عبد اللَّه حباب) و پسرش را و همسر باردارش را به قتل رساندند.
نيز «حارث بن مرة العبدى» را از پاى در آوردند. به آنان پيام دادم كه كشندگان برادران ما را تسليم ما كنيد گفتند ما همه كشندگان آنانيم، آنگاه سواره و پياده آنها به ما حملهور شدند و خدا همچنان كه ستمگاران را، آنان را به خاك هلاك انداخت. وقتى كار به اينجا رسيد و تار و مار شدند، به شما فرمان دادم كه بيدرنگ برخيزيد تا به جنگ شاميان رويم و به پاسخ گفتيد شمشيرهامان كند شده، و سرنيزهها نااستوار گرديده است و بعضى از آنها شكسته و نيزهها نااستوار گرديده است و بعضى از آنها شكسته و كوتاه شده است.
از من رخصت طلبيديد كه به كوفه رويد تجهيزات شايسته آماده سازيد تا وقتى باز گشتيد جاى جنگجويان را كه كشته شدهاند پر كنيد. وقتى در «نخيله» وارد شديم به شما فرمان دادم كه از قرارگاه سربازان بيرون نرويد و آنجا را سخت بپاييد و آماده جهاد باشيد و در ديدار زن و فرزند از حد مگذريد كه جنگجويان در پى جنگند و دامن همّت بر كمر زده، كه اهل جهاد آنانند كه در ديدار زن و فرزند بشكيبند و كمر بسته آماده جهاد باشند و در غم بيدارى شب و اندوه تشنگى روز نمانند و از دورى زن و فرزند اندوهگين نباشند گروهى از شما در لشكرگاه مانديد و مهياى جهاد بوديد و گروهى نافرمانى كرديد و داخل شهر شديد، اما نه آنان كه وارد شهر شدند