کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١٦٧ - بخش ١٢٥
جهانى و آن جهانى من بر باد رود و ميان من و مالك من صاحب نعمتهاى نهانى و آشكار، حجاب گردند آنگاه مرا مىديدى جامه ننگ و رسوايى در بر، در پى جاه و مقام اين سراى فريب بر آمدهام و ترا به سوى هلاك و تباهى و عذاب دوزخ مىكشانم. چيزى كه مرا از خطر اقبال پادشاهان جهان و محبّت آنها رهايى بخشيد و از زهرهاى كشنده تقرّب به آنها به سلامت داشت همانا خداى جل جلاله بود.
پس من آزادشده اين مالك رحيم شفيق هستم و سبب آن بود كه از آغاز زندگانى در دامان جدم (ورام) و پدرم قدّس اللَّه ارواحهم و كمّل فلاحهم بودم كه داعيان به سوى خدا بودند جل جلاله و دلبستگان او جل جلاله پس خداى تعالى مهر پيمودن راه و پيروى نشانه آنان را در دل من انداخت. من نزد آنان گرامى بودم با اينكه عادت معمول كودكان است كه پدر يا مادر يا استاد، آنان را تأديب كنند اما خداى جل جلاله مرا باين ماجرا نيازمند نفرمود. من نوشتن و عربى را آموختم و علم شريعت محمدى ٦ را نيز آنسان كه در پيش گفتم آموختم و كتابهايى در اصول دين خواندم.
يكى از مشايخ استاد من از من خواست كه به تدريس و تعليم مردم پردازم و در مراجعات آنان فتوى دهم و راه علماى پيشين را بپيمايم. آنگاه ديدم خداى جل جلاله در قرآن شريف به جدّت «محمّد ص»، آن صاحب مقام والا مىفرمايد:
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمِينِ ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِينَ فَما مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِينَ (سوره الحاقه، آيه ٤٤)