کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٨ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
منظور باز داشتند. «عايشه» در جواز سفر خود شك كرده بود و جنگ و كشتار در نظرش كارى بزرگ آمده بود و از آن بيم داشت بس دبير خود «عبيد اللَّه بن كعب نميرى» را طلبيد و گفت بنويس:
از «عايشه» دختر «ابو بكر» به «على بن ابو طالب» دبير گفت قلم بر اين جمله نمىگردد. عايشه پرسيد چرا؟ چنين پاسخ داد كه على بن ابى طالب در جهان اسلام شخص اول است ازين رو بايد نامه بنام او آغاز شود عايشه گفت بنويس:
(به على بن ابى طالب) از طرف «عايشه» دختر ابو بكر.
اما بعد. همانا كه من از نزديكى نسب تو به رسول خدا ٦ غافل نيستم و پيشى ترا در اسلام مىدانم و بىنيازى ترا بسبب قرابت با رسول بزرگوار انكار نمىكنم و همانا من براى اصلاح بين فرزندان خود بيرون آمدهام و اگر تو از اين دو مرد دست بكشى من با تو جنگى ندارم» اين كلمات اندكى از بسيار بود كه بمن نوشته بود و من كلمهاى در پاسخ او نگفتم تا هنگام قتال او را پاسخ گويم.
پس چون خداوند خير و خوبى براى من مقدر فرموده بود مرا بر آنان پيروز گردانيد. رهسپار كوفه، «عبد اللَّه بن عباس» را در بصره بجاى خود گذاشتم و وارد كوفه شدم. در آن هنگام غير از شام همه اطراف و نواحى نظم يافته بود.
من دوست مىداشتم حجت تمام عرضه دارم و عذر خود را بيان كرده باشم پس فرمان خداى تعالى را كار بستم كه فرمايد:
وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ- الْخائِنِينَ.
(انفال آيه ٥٧)