کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٧ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
(ابو بكر) و (عمر) او را رانده بودند و «وليد بن عقبه» را كه بحكم خدا فاسق شمرده مىشد عامل خود قرار داد و «خالد بن عرفطه عذرى» را به كتاب خدا چيره ساخت و او آن را پاره كرد و سوخت، و من در پاسخ شما گفتم همه اين مطالب را مىدانم. اما امروز كشتن او را صلاح نمىدانم و زودا كه واقعيّتها بر همه كس آشكار گردد[١].
پس سخنان مرا پذيرفتند و به آن اقرار كردند.
اما در باره طلب خون عثمان. هم اينك (سعيد) و (عمرو) پسران او حاضرند بگذاريد آنان خونخواهى پدر كنند آيا چه هنگام طايفه «اسد» و طايفه (تيم) اولياى بنى اميه بودهاند كه اكنون طلحه و زبير مىخواهند بجاى آنان خونخواهى عثمان كنند؟ پس ناچار حجت نداشتند و خاموش شدند. سپس (عمران بن حصين خزاعى) از اصحاب رسول اللَّه ٦ كه در مدح او احاديثى وارد شده است بر پاى خاست و گفت اى طلحه و اى زبير با بيعت خود، ما را از طاعت «على» (ع) خارج مكنيد و ما را وادار مكنيد كه پيمان خود را با او بشكنيم كه رضاى خداى تعالى در اين پيمان است آيا در خانههاى شما جايى نبود كه ناچار شديد «ام المؤمنين» را از خانه خود خارج كنيد و به اينجا آوريد؟ مخالفت او با «على» (ع) شگفتى آور است همچنين مسافرت او با شما پس اينك دست از ما برداريد و از همان راه كه آمدهايد باز گرديد كه ما مطيع و بنده كسى كه غالب باشد و كسى كه پيشى جويد نيستيم.
آنگاه طلحه و زبير قصد كشتن او كردند اما دست از اين
[١] عين عبارت چنين است« و او شكت سقاؤه آن يخرج الخيض زبدته» بزودى مشك نشان مىدهد كه دوغ چقدر كره دارد.