کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٥ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
(حكيم بن جبله) در مقابل آنها قيام كرد و به مبارزه برخاست. پس او را با هفتاد تن از مردم صلح طلب و آرام از بصريان كه بنام «مثفنين» معروف بودند كشتند زيرا پينه كف دستشان مانند پينه سينه شتر شده بود.
«يزيد بن حارث يشكرى» از بيعت با آنان امتناع ورزيد و به طلحه و زبير گفت از خدا بترسيد نخست ما را به بهشت كشانديد. در پايان ما را به دوزخ مكشانيد و بما تكليف مكنيد كه مدعى را تصديق كنيم و عليه غايب حكم دهيم.
دست راست مرا على ابن ابو طالب (ع) با بيعت به خويش مشغول داشته است. اينك دست چپ من آزاد است اگر مىخواهيد آن را بگيريد.» پس گلوى او را چندان فشردند تا جان سپرد. خداى او را بيامرزاد. و «عبد اللَّه بن حكيم تميمى» بر پاى خاست و گفت:
«اى طلحه آيا اين نامه را مىشناسى؟» گفت آرى نامه منست بسوى تو.
پرسيد بياد دارى كه در آن چه نوشتهاى؟ گفت آن را براى من بخوان!.
نامه را خواند. در آن نامه از عثمان بد گفته بود و به قتل او دعوت كرده بود.
او را از بصره بيرون كردند. «عثمان بن حنيف انصارى» عامل مرا به نيرنگ گرفتند و مثله كردند و موهاى سر و روى او را كندند و گروهى از شيعيان را با حيله كشتند گروهى از شيعيان شمشير كشيدند و پايدارى كردند و جنگيدند تا شرف ديدار