کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١٦١ - بخش ١٢٠
سبيل اظهار رنج و درد براى بيمار است. گويى خداى تعالى به وسيله بيمارى به كسى ستم كرده است در صورتى كه وظيفه عيادتكننده از بيماران آنست كه آنان را به آن بيمارى تهنيت گويند. چه، آنان يا گناهكارند و خداى تعالى بوسيله بيمارى مىخواهد كه آنان كفاره گناهان را بپردازند يا از زمره جنايتكاران نيستند پس خداى تعالى بر آنست كه با آن بيماريها مقامات آنان را بالا برد و بر درجاتشان بيفزايد. پس وقتى آن بيمار باين نكته واقف شود خواهد دانست كه با اين گونه رويدادها شرف يافته است. حال چنين كسى مانند كسى است كه پزشكى او را هنگام سلامت رگ زند و خونش را بگيرد تا با اين كار، بيمار از رنجورى يا از نقصى كه ممكنست بر قلب او وارد شود برهد و ايمن گردد يا به رنجوري دچار شود كه سعادت او را بيش از فصد حفظ مىكند. آيا فرزند آدم كه دل و خرد و زبان حالش به پليدى جنايات كردار و گفتار آلوده است خرسند نيست كه به وسيله بيماريها از آلودگىهاى گناه و از ناشايستگىها، در پيشگاه پروردگار تعالى- كه بيماريها او را از آلودگيها شستشو مىدهد و پليديها را به دست قدرت حق پاك مىگرداند- برهد؟
اى فرزند، يكى از واليان بيمار شد و از آن بيمارى رنج فراوان مىبرد چندان كه نزديك بود با مولاى خود معارضه كند. آنگاه باو نامهاى نوشتم و در آن نامه مطالبى گفتم كه حاصل آن چنين است: تو مىدانى كه در صف دشمن خدا جل جلاله قرار دارى كه شيطان نام دارد و به ساحت مقدّس خداى جل جلاله از منجنيق معاصى آشكارا سنگ نافرمانى پرتاب مىكنى. پس اگر به سبب عظمت مخالفت تو پاره سنگى سبك از سنگهاى پرتابى كه كشنده