کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١٥٨ - بخش ١٢٠
بستانند هرگز از آنان غفلت نمىكنى و چنين بهانه نمىآورى كه قدرت درگيرى با آنان را ندارى بلكه بسا كه به بهاى جان گرامى و هر چه كه دارى با آنان در افتى و براى انتقام از آنان هر كوششى كه در قول و فعل بتوانى بجاى آورى و از آنان بهر وسيله كه باشد روى برگردانى و عمل آنان را ناشايسته شمارى و از ديگران در مقابله با آنان يارىجويى پس با اينكه مىدانى هتك حرمت مولاى تو (فاطر الخلائق و مالك المشارق و المغارب)- مانند هتك حرمت تو نيست. حرمت تو در مقايسه يا حرمت عظيم كبير حق تعالى هيچ است پس چگونه رضا مىدهى كه حرمت تو از حرمت او بالاتر باشد حال آنكه غرق نعمت اويى و در قبضه اختيار او مملوكى ناتوانى.
آيا در حضرت مقدّس او گستاخى چنين اهانتى را دارى؟
نيز از جمله زيانهاى معاشرت بسيار با مردم اين است كه بسا كه چنين پيش آيد كه به عهد و پيمان مردم بيش از اطمينانى كه به وعدههاى مولاى خود دارى اطمينان كنى و تو مىدانى كه ممكن است آنان پيش از انجام دادن وعده خود بميرند، و شايد از قول خود تخلّف ورزند و به عهد خود وفا نكنند و بسا كه ميان تو و سودى كه از پيمان آنان بايد ببرى مانعى ايجاد شود و حوادثى روى دهد و گرفتاريهايى ترا مشغول دارد كه از انجام عهدشان استفاده نكنى پس شخص خردمند و فاضل چگونه راضى مىگردد كه وعده مملوكى را كه جنايت و خيانت و نپائيدن عهد و پيمان و امانت خوى اوست به وعده قادر بالذات و كريم بالذات كه بين او و ساير مقدورات او حايلى موجود نيست ترجيح دهد؟
ديگر از خطرهاى مخالطت با مردم اين است كه وعيد و