کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٦٩ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
در ميان خود دست بدست بگردانند. شبى كه با عثمان بيعت كردند بانگى برخاست و در مدينه پيچيد و بگوشها رسيد و معلوم نشد بانگ از كيست و به گمان من بانگ از كسى بود كه پنهان از چشمها مىزيست. بارى چنين گفت:
«اى كه بر اسلام سوگوارى مىكنى- خيز و سوگوارى كن- همانا كه معروف مرد و منكر آشكار شد.
همانا كه «على» بامر ولايت ازو برتر است پس ولايت را در دست او گذاريد و مقام والاى او را انكار مكنيد».
اين ندا مايه عبرت بود و اگر همه مردم ازين رويداد آگاهى نداشتند آن را نقل نمىكردم. آنگاه مرا دعوت كردند تا به «عثمان» بيعت كنم و من از روى اكراه چنين كردم و بردبارى پيشه ساختم تا خداى تعالى چه خواهد. و به اهل فتوت آموختم. كه در قنوت تسبيح چنين گويند:
«اللهم لك اخلصت القلوب و اليك شخصت الابصار و انت دعيت بالالسن و اليك نحوكم في الاعمال فافتح بيننا و بين قومنا بالحق. اللهم انا نشكو اليك غيبة نبينا و كثرة عدوّنا و قلّه عددنا و هواننا على الناس و شدة الزمان و وقوع الفتن بنا اللّهم ففرج ذلك بعدل نظهره و سلطان حق تعرفه»- (بار خدايا دلها در مهر تو خالصند و چشمها بسوى تو نگران. نام تو بر زبانهاست و داورى كارها به استان تو واگذار مىگردد. پس ميان ما و قوم ما راه حقيقت را بنماى.
بار خدايا ما از غيبت پيمبرمان و بسيارى دشمنانمان و اندك بودن شمارمان و خوار بودنمان در چشم مردمان و سختى روزگار و