کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٧٠ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
روى آوردن فتنههاى بسوى ما به درگاه تو شكايت آوردهايم. پس بار خدايا با آشكار كردن دادگرى خود و چيره كردن حقيقت چنان كه مىدانى ما را گشايش نصيب فرماى).
«عبد الرحمن بن عوف» مرا گفت اى پسر ابو طالب تو آيا به اين امر بسيار دلبستهاى؟
گفتم دلبسته بآن نيستم اما ميراث محمد ٦ و حق او را مطالبه مىكنم ولايت اين امت بعد ازو از آن منست و شما به اين امر حريصتريد تا من زيرا با زور و شمشير ميان من و حق من حائل شدهايد و مرا از حقم باز داشتهايد بار خدايا من شكايت قريش را به درگاه تو مىآورم كه رحم مرا قطع كردند و روزگارم را تباه ساختند و مانع حق من شدند و قدر مرا حقير دانستند و منزلت عظيم مرا پايين آوردند و در مخالفت با من اتفاق كردند. حق مرا ربودند و گفتند با رنج و اندوه شكيبا باش يا با دريغ و حسرت جان بسپار.
بخدا سوگند اگر مىتوانستند نسبت مرا هم از ميان مىبردند اما به آن كار راهى نداشتند.
همانا كه من بر اين امت حقى دارم، مردى كه بر قومى تا وقتى معلوم حقى داشت اگر آن قوم احسان كنند و حق او را به او تسليم نمايند آن را با سپاسگزارى مىپذيرد و اگر در تسليم حق او درنگ روا داند آن را مىگيرد بىآنكه سپاس گذارد. آرى مرد اگر حقش به تأخير افتد بر او عيبى نيست بلكه آن كسى عيبناك است كه حقى را بدست آورد كه از آن او نباشد. آرى كسى را كه گرفتن حق خود را به تأخير مىاندازد سرزنش نمىتوان كرد اما كسى را كه حق ديگرى را بگيرد و آنچه او را نيست با حيلت بدست آورد بايد