تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٣٩ - حكايت
حكايت[١]
آوردهاند كه دو شهزاده در خطهاى بحكم ارث ملكى منظوم و امرى مختوم داشتند؛ و اطراف[٢] مسالك و اكناف ممالك بسويّت و نصفت قسمت كرده، هريك را در محل خود دستى مطلق و محلى معرق بود.
برادر مهتر در حصه خود بر سنّت سيّئه جور اقدام مىنمود و رعايا را در شكنج رنج و قيد بلا مبتلا ميكرد؛ و از غوايل عواقب آن غافل، كه «اقرب الاشياء صرعة الظّلوم، و انفد السهام دعوة المظلوم». و برادر كهتر بر منهج سداد و طريق داد قدم مىنهاد و از صدق نيت با رعيت دم ميزد و ضواحى و نواحى مملكت را باشاعت رافت و اذاعت مرحمت ماهول و معمور ميداشت و رعيت در ظل رايت معدلت مرفه بودند و بعون شفقت و عين مرحمت او آسوده.
آخر الامر تبعه ظلم برادر مهتر دررسيد و ايشان را خصمى غالب حقود و دشمنى قاهر عنود ظاهر شد. بضرورت جنگ را سازوبرگ كردند و مهادنت و مداهنت را ترك، و هر دو برادر اسباب [٢٧ ر] مكاوحت و وسايط مكافحت بمظاهرت و مشاورت يكديگر ترتيب دادند و روى بكارزار آوردند.
چون خواستند لشكر را ببذل مال استمالتى كنند نقود خزاين ذخاير و دفاين از شمول[٣] عموم قاصر آمد. در شهر بازرگانى غريب و متمول بود با نعمتى وافر و ثروتى كامل. ملك ظالم او را بخواند و گفت ما را مهمى سانح
[١] - اين داستان در اعجوبه و محجوبه حامد بن فضل اللّه بن محمد سرخسى نسخه مجلس ش ٢٢٢ طباطبائى ص ٢٧- ٣٧ آمده است( نشريه كتابخانه مركزى دانشگاه دفتر نخستين ص ٢١٤- مجله سخن س ١١ ش ٥ ص ٥٦٥) گويا مؤلف از آنجا گرفته و در بيشتر جاها در عبارات تغييراتى داده است. اين كتاب ميان ٦٠٧ و ٦٢٢ در ده باب ساخته شده است.
[٢] - ص: از شريف.
[٣] - ص: شموم.