تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢٠٦ - ٢٤ - خلافت طايع
دستبوس خواهند كرد، دست سوى ايشان كشيد. ايشان دستش بگرفتند و از تختش فروكشيدند و دستارش در گردن انداختند، و معزّ الدّوله برخاست و طبل بزدند و خلق بهم برآمدند و ديالمه در حرم خليفه رفتند و غارت كردند، و مستكفى را بخانه معزّ الدّوله بند كرده ميل كشيدند تا وفات يافت، در سنه ثمان و ثلاثين و ثلثمائة.
مدت خلافت او يكسال و چهار ماه بود. بعد از آن احوال خلافت مضطرّ شد و بويهيان استيلا يافتند، و جهت اخراجات خلفا اندك چيزى مقرر گردانيدند.
[٢٣]- خلافت مطيع
با ابو القاسم الفضل بن المقتدر الملقّب بالمطيع[١] در سنه اربع و ثلاثين و ثلاثمائة بيعت كردند. و در ايّام او قرمطيان حجر الاسود را بمقام معهود باز آوردند. و مطيع را مرض فالج پيش آمد و زبانش گران شد. پس معزّ الدّوله او را بخلع الزام كرد و ولايتعهد بپسرش طايع داد. و در سنه اربع و ستّين وفات يافت. مدت خلافت [١٤٢ ر] او بيست و پنج سال و پنج ماه بود و عمرش شصت و سه سال.
[٢٤]- خلافت طايع
با ابو بكر عبد الكريم بن المطيع الملقب بالطّايع، سنه ثلاث و ستّين و ثلاثمائة بيعت كردند. و او مردى صاحب مروّت بود، و در ايام او شوكت بويهيان زيادت شد و عضد الدّوله به بغداد آمد، و طايع را بگرفتند در سنه احدى و ثمانين و ثلاثمائة. و در سنه تسعين و ثلاثمائة وفات يافت، و با قادر بيعت كردند. مدت خلافت او ده سال و هشت ماه بود و عمرش هفتاد و پنج سال. و وزارت درين
[١] - تج ٢٢٢.