تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٨
باب اول در فضايل ولات باداد
قال اللّه تعالى: «وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ»[١] قال النبى، صلى اللّه عليه و سلم: «لو لا السلطان لاكل الناس بعضهم بعضا» حقّ سبحانه و تعالى اساس قواعد پادشاهى ملوك را بنوافد اوامر و نواهى از بهر آن مشيّد كرده تا بيضه مملكت و حوزه سلطنت را بزيور حسن انصاف و يمن انتصاف مزين گردانند، و ضعفاء رعايا را از صدمت اقويا در پناه خود گيرند، و در حصن شفقت و مهد مرحمت چون مادر مشفق [٥ پ] تربيت دهند، و ضواحى مسالك و نواحى ممالك را از شر جور جابر و صدمت بغات بىباك پاك گردانند. چه اگر گلستان مملكت از هبوب نسيم معدلت والى خالى ماند، گل دل ضعفا چون دل گل از خار جفاء ظلمه پاره شود. و اگر نيلوفر تيغ آبدار ملوك عادل از حياض رياض سياست سر برندارد، دست تظلم بغات زبان سوسن را چون بنفشه از قفا بيرون كشند. و بدينسبب وجود ايشان را در معرض امتنان بر خلق جهان جلوه فرمود، حيث قال: «وَ لكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعالَمِينَ»[٢] يعنى: فى اقامة السلطان فيامن- الناس».
ابو هريره روايت مىكند كه خواجه كائنات و زبده موجودات فرمود:
سهام ماضيات دعوات سه گروه اغراض اجابت را مصادف افتد. اول: دعاى سلطان باداد، دوم دعاى روزهدار، سوم دعاى مظلوم.
[١] - قرآن ٢: ٢٥١
[٢] - قرآن ٢: ٢٥١