تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢٨ - حكايت
و ازينجاست كه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه «انّ الحشرات لتموت فى جحرها هزلا بذنب ابن آدم» يعنى بنى آدم ارتكاب معاصى كند، فرّاش سحاب مايده باران در بساط هوا بيش نگسترد [١٩ ر] و از زمين مادّه نبات منقطع گردد و هوامّ و طيور بشومى فسق و فجور ايشان از مراتع و مطاف معتاد خود نازح شوند.
و آنچه سليمان ٧ در مناجات از حقّ تعالى خواست با چندين عوامل و معاطب كه برشمرده شد و با جلالت منصب نبوّت سؤال «هب لى ملكا لا ينبغى لاحد من بعدى»[١] كه بنوعى از بخل ميكشد تقديم فرمود. و اين سؤال و اختصاص جائز نيست، چه نعمت ملك را بخود تخصيص كردن از علوّ همّت و خلوص عقيدت دور مىنمايد،
آنرا بر چند وجه حمل توان كرد:
اول آنكه تقديم دعا بعد از آن بوده باشد كه ملك از او زايل شده و باز معاودت نموده. و چون اين قاعده مقرر است كه معاصى مزيل نعم است و سبب زوال آن ملك همانا معصيتى بوده، در دعا سؤال مغفرت كه اهمّ و مقصود بالذات بوده مقدم داشت. پس گوييا مىگويد: نعمت بمغفرت كه اسنى مطالب و اهنى مآربست ارزانى دار و از معصيت كه مزيل نعم است اجتناب بخش!
و دليل بر صحّت اين دعوى آنكه حقّ تعالى ميفرمايد كه «هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ»[٢] و سليمان ٧ [١٩ پ] بزين ملك كه عاقبت آن از وصمت حساب مامون است تخصيص يافته بدليل قوله تعالى «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ»[٣].
و بعضى گويند معنى آنست كه بارخدايا ديو را بر من مكنت تسلط مده،
[١] - قرآن ٣٨: ٣٥.
[٢] - قرآن ٣٨: ٣٩.
[٣] - قرآن ١٥: ٩٢.