تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢٠٤ - ٢٠ - خلافت راضى
اطراف مستولى شدند. پارس على بن بويه داشت و رى و اصفهان ديگر برادرش حسن بن بويه و دياربكر بنى حمدان و مصر و شام محمد بن طغج و خراسان نصر بن احمد السامانى داشت. و در سنه تسع و عشرين و ثلثمائة وفات يافت، و عمرش سى و يكسال و هشت ماه [بود].
وزير نخستين او ابو على مقله بود، پانصد هزار دينار خرج كرد تا راضى شد وزارت بدو داد. بعد از آن او را معزول كرد، وزارت به عبد الرحمن داد.
و در روزگار او حادثى كه از آن بازگويند واقع نشد. پس راضى او را معزول كرد و ابو جعفر محمد بن قاسم الكرخى را وزارت داد.
او مردى كوتاه بود و چون پيش تخت ايستادى با خليفه مشاورت نميتوانست كردن، از پايههاى تخت چهار انگشت ببريدند تا باراضى سخن توانست گفتن. و مردم از بريدن پايههاى تخت فال بد گرفتند. و كارها بر دست كرخى خلل يافت، ميخواستند او را بگيرند، و او در خم [١٤٠ پ] آب رفت و آن خم را از خانه او بيرون آوردند، و كس ندانست و پنهان شد.
و بعد از او وزارت به سليمان بن حسن دادند، او نيز از وزارت عاجز آمد، چون خليفه عجز او را بديد پسر رايق را كه امير الامراء بود استمالت داد و كارها بدو سپرد. و كار از دست خلفا بيرون رفت، و پسر رايق چون بر ملك مستولى شد راضى باشارت او وزارت به ابو الفتح داد.
چون او معزول شد وزارت به ابو عبد اللّه احمد بن محمد البريدى رسيد، و او مردى متهوّر بود، در عسر و يسر منقلب روزگار ميساخت[١]، تا آخر كار وقوف گرفت و لشكرى جمع كرد و بصره و بلاد خوزستان را بگرفت. بعد از اندك مدّتى از وزارت معزول شد و وزارت به سليمان بن حسن مخلّد افتاد.
[١] - تج ٢١٩: احوال او بعسر و يسر و عزل و توليت منقلب ميگشت، طق ٢٥٤: و تقلبت به الاحوال من عسر و يسر و مصادرة و عزل.