تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٥٤ - حكايت
و اگر در عقوبت مبالغت رود چنانكه مردم بكلى از صفح و عفو او مايوس شوند، بالضرورة جهت دفع شرّ او بديگر جوانب التجا سازند و از آن اختلال در احوال ملك ظاهر شود. و از حكم انوشروانست: «احسن اخلاق الملوك اوقرهم عند الغضب و اكثرهم عفوا و دعة[١] و اقبح اخلاقهم الحدّة و ضيق الصّدر، و قلّة الفهم و الفظاظة، و غلبة البخل و القساوة، و قلة الاهتمام بامر العامّة» بهترين اخلاق ملوك و پسنديدهتر صفات ايشان آنست كه در وقت آنكه آتش غضب در نهاد ايشان شعله زند، [٣٧ پ] بآب حلم و عفو اطفاى آن نايره واجب دانند و عنان نفس سركش را بدست طبيعت فرونگذارند. بل كه بفتواى عقل دورانديش رجوع كنند و بمشورت او استظهار طلبند و مرارت شربت كظم غيظ را بر كام جان شيرين شمارند. و بسبب امضاى آن، انتقام پادشاهى بر غير است و عفو پادشاهى بر نفس. و هركه مكنت تسلّط بر نفس خود يافت، هيچ دولت ازو مفقود نماند. و پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم فرمود: «الا اخبركم باشدّكم؟
من ملك نفسه عند الغضب». و بدترين اخلاق ملوك حدّت طبع و درشتخويى و بخل و قساوت است و قلّت اهتمام بمصالح عامّ.
حكايت
گويند ملكى از ملوك عمارتى رفيع و پناهى منيع پرداخته بود و در تزيين و تزويق آن انواع تكلّف و اصناف تنوّق بجاى آورده. پس حكما را جمع كرد و گفت زحمتى بسيار درين مدت سبب اتمام اين عمارات مقاسات[٢] رفته است و روزگار بر سر آن كرده. و من ميخواهم كه مدّت عمر خود درين كوشك ساكن باشم و بعد از من در دودمان ملك يادگار ماند. شما كلمهاى موجز مختصر مفيد كه بر سطح درگنجد و جامعترين كلمات باشد، [٣٨ ر]
[١] - ص: و دعية.
[٢] - ص: مقامات.