تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٢٦ - باب هشتم در نتايج خواطر وزرا و حكم ايشان
ديگر گفت[١] پنج چيز از خصال علماست: تأسف بر ما فات نخورند و از آنچه بديشان رسد اندوه نبرند و بچيزهاى دور اميد ندارند و در سختى نترسند و در آسانى بطر[٢] نشوند.
و هفت چيز[٣] از خصال جهّال است: از اندك سببى غضب نمودن و عطا نه باهل استحقاق دادن و نفس خود را فراموش كردن و دشمن از دوست ناشناختن و با بدان نيكى كردن و سخن بىفايده گفتن و توقّع خير از نااهل داشتن.
و پنج چيز[٤] از پنج كس در غايت قبح است: تنگى دلى از ملوك و سرعت غضب از علما و جفا از زنان و مرض از اطبا و كذب از قضات.
هشت گروه[٥] از كردار خود خوار شوند: آنكه در مايده ناخوانده [٨٧ ر] درآيد و آنكه در مجلس اغيار نشيند و آنكه توقّع نيكى از دشمن دارد و آنكه در خانه شخصى نشيند و او را خوار كند و آنكه ناخوانده در حديث دو كس درآيد و آنكه توقّع بر لئام دارد و آنكه بيش فضولى كند و آنكه سخن با كسى گويد كه بدو التفات ننمايد.
و عاقل[٦] بايد كه در همه احوال بر لطف و عنايت و شفقت بارى تعالى تكيه كند و در شدائد بر خود و خويشان، و باهل صدق در عهود، و بعمل صالح در وقت مرگ، مستظهر باشد.
و گفت[٧] جفت موافق بمنزلت مادر و خواهر و كنيزك است و جفت ناموافق چون دشمن و دزد است. هركه سخن بسيار گويد، واثق باش بجنون او! چه تيغ زبان را بىضرورت از نيام كشيدن كار خردمندان نباشد.
و سخن يكى از حكماى وزرا است كه: چون اخلاق مرد نيك باشد،
[١] - ح خ ٣٧.
[٢] - ص: نظر.
[٣] - ح خ ٣٧.
[٤] - ح خ ٣٧.
[٥] - ح خ ٤٩.
[٦] - ح خ ٤٠.
[٧] - ح خ ٤٠.