تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢١٠ - ٣٠ - خلافت راشد
تا عفو كند. سلطان مسعود بر حسب فرموده قيام نمود و زيادت از آنچه گرفته بود بازگردانيد و خليفه او را عفو كرد.
و در غرّه ذيقعده سنه تسع و عشرين و خمسمائة هفده كس از باطنيان باتّفاق سلطان مسعود، امير المؤمنين مسترشد[١] را با اتباع و خدم شهيد كردند، و سلطان مسعود سوار شد و جزع ميكرد و آن هفده كس را بگرفت و بكشت.
و چون از قصاص فارغ شد بعزا نشست، سرها برهنه كردند و خاصّ و عامّ زارى بسيار كردند، و جنازه او را قضات و ائمه بر سر گرفتند، و در مراغه، [در] مدرسهايكه به اتابك مراغه بازخوانند دفن كردند.
مدت خلافت او هفده سال و نيم بود و عمرش چهل و سه سال. و آخر وزير او خواجه انوشروان خالد، كه مقامات، حريرى بنام او ساخته است، بود.
[٣٠]- خلافت راشد[٢]
كنيت او ابو جعفر منصور بن المسترشد[٣]، و [مسترشد] پيش از كشته شدن بيكسال ولايتعهد به راشد داد. در سنه تسع و عشرين و خمسمائة با او بيعت كردند. [١٤٤ پ] بناى كارها بر اشاعت خيرات و مبرّات نهاد. و عزم كرد كه با سلطان مسعود جنگ كند و لشكر گرد كرد و اين آوازه بسلطان رسيد.
از مراغه متوجّه بغداد شد. و چون نزديك بغداد رسيد، [راشد] مصلحت نديد با او جنگ كردن. از بغداد بيرون آمد و متوجّه موصل شد. سلطان در بغداد بدار السلطنة نزول كرد، و عدل و احسان با رعيّت اساس نهاد.
و سلطان ابو عبد اللّه محمد بن المستظهر را خلافت داد. و راشد به اصفهان رفت و آنجا بر دست باطنيان كشته شد در سنه اثنين و ثلاثين و خمسمائة.
[١] - ص: مستظهر.
[٢] - ص: مسترشد.
[٣] - ص: منصور بن المستظهر الملقب بالمسترشد.