تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٢٥ - باب هشتم در نتايج خواطر وزرا و حكم ايشان
گفتند كدام دامن پاكتر؟ گفت آنكه شرمگينتر باشد.
گفتند شرمگين كدام است؟ گفت آنكه مذمّت بر وى سختتر از فقر باشد.
گفتند قانعترين مرد كيست؟ گفت آنكه حياى او[١] بر شهوت غالب آيد.
گفتند كيست بنصرت و ظفر سزاوارتر؟ گفت آنكه بر حقّ باشد.
گفتند چيست كه چشم و دل را روشن گرداند؟ گفت فرزند نيكبخت و جفت موافق.
گفتند در رنج و خوارى صابر كيست؟ گفت حريص طامع.
گفتند كدام چيز را اندوه و غم بيشتر است؟ گفت درويشى بعد از توانگر [ى]، و ذلّ بعد از عزّ، و نوميدى بعد از اميد.
گفتند كيست كه سزاى مرحمت است؟ گفت كريمى كه مسخّر لئيم شود، و عالمى كه مغلوب جاهلى گردد.
گفتند مستحقّ لوم كيست؟ گفت آنكه كفران نعمت كند و دوستانرا بگذارد.
گفتند از چه چيز [٨٦ پ] احتراز واجب است؟ گفت از دوست فريبنده و دشمن قوىّ.
گفتند كيست آنكه او را دوست بيشتر باشد؟ گفت متواضع.
گفتند كيست كه دشمن بيشتر دارد؟ گفت آنكه مردم را بزبان برنجاند.
گفتند چيست كه راحت او بسيار است؟ گفت امن.
گفتند كدام سرور افضل است؟ گفت عواقب بخير.
گفتند چه چيز مردم را داعى است بهلاك؟ گفت آرزو [ى] نفس.
گفتند[٢] چه چيز كه فساد او زودتر اثر كند؟ گفت سخن سخنچين.
[١] - ص: و.
[٢] - ح خ ٣٦.