تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ١٢ - احتمالى درباره مؤلف
خلاف[١] شرط و عهد تقديم نمايد، مستوجب نكال و وبال و مستحق عتابت[٢] و عقاب باشد.
و چنانكه هيچ مرتبتى از درجه ملوك عادل برتر نيست، هيچ مرتبت از منزلت ملك جابر زيرتر نباشد، «فبضدّها تتبيّن الاشياء». چنانكه وجود سلطان عادل صلاح عباد و بلادست، و حقتعالى او را ببهشت جاودان وعده داده؛ همچنين وجود سلطان جابر فساد عباد و بلادست، و حقتعالى او را بدوزخ و نكال ابعاد تهديد كرد.
چه اگر سلطان شيوه عدل ورزد و عاطفت او شامل احوال ضعفا گردد و نواصى و اذناب بشيمت و عادت او اقتدا كنند و بسيرت و سريرت او اهتداء نمايند، بيخ ستم از عرصه عالم منقطع شود، و مواد فساد و فتنه از مزاج جهان منقطع گردد. از آوازه نصفت او عدوان دوان دو اسبه صد منزل از شهرستان عدم آواره شود، باد جهان بر جهان گلبرگ آلام نيفشاند، و ساقى ايام اطباق انام را جام ناكام نچشاند، فتنه و تعدى مانند پريرودى از معاودت مأيوس و امن و امان با اهل زمان [٨ پ] مأنوس گردد، قلاع سداد و بقاع داد معمور شود و بنيان عدوان مغمور گردد، و كيل سحاب امداد اقطار امطار متواتر گرداند و دايه زمين بنات نبات از تيمار صباى بيمار بنبات حسن پرورد، امانت و ديانت ميان اهل معاش فاش گردد، اسعار ارزان شود، مردم از سر فراغت روى بطاعت حقتعالى آرند. بركات آن عوايد دولت ملك عادل باشد.
و اگر سلطان از منهج عدل عدول نمايد هرآينه خدم قدم بر بساط انبساط نهند و دست تعدى بر ارواح و ازواج خلق دراز كنند، ضياع در معرض ضياع افتد و بضاعت مناهى و ملاهى رواج يابد. و چون خير و صلاح مغلوب
[١] - ص: خلاص
[٢] - ص: عتايت