تحفه (در اخلاق و سياست) - دانش پژوه، محمدتقى - الصفحة ٢٤١ - ١ - لغات دشوار و معانى آنها
فهرستها
١- لغات دشوار و معانى آنها
الف اثارت: برانگيختن، شيار كردن، كاوش ٢٥
اذا: آزار ٢٣٠
استجمام: خستگى و ماندگى گرفتن ١٣
استرفاد: يارى خواستن ١٠
استرواح: برآسودن ١٣
استنجاد: يارى خواستن ١٠١
استنهاض: برخاستن ٩٢
اطلال، طلل: نشانه سراى و جاى ويران شده، كالبد ٢٣٣
افنان: گونهها و شاخهها ٢٢٩
افنيه، فناء: پيشگاه فراخ سراى ٤٢
اقتراب: نزديك شدن ٢٢٦
اقذا، قذى: خاشاك ٢٣٠
المام: گرد كردن و فراآوردن ٢٣٣
انعهاج: رفتن ١٠٠
انعهاز: فرصت يافتن ٢٣٢
انحاء و ارجاء: راهها و سويها و آهنگها و كرانهها ٢١٩
اود: كجى ١٠
اورتاقان: سوداگران ١١٦
اهتزاز: جنبيدن ٢٣٠
ب بأس: رنج و شكنج ٢٠
بث: پراكندن ٤
بقم: بكم ٦١
بوارح، بارح: بادهاى گرم تابستان، بادهاى تند گردناك ٨٧
بؤس: سختى ٢٠
ت تعق: چادر، پرده بزرگ، پشه دان ٦
تثقيف: راست كردن ١٠
تجافى: بلند كردن، نياراميدن ٢٣٤
تقادم اعوام: گذشتن سكالها ٢٣٣
تمايم، تميمه: افسون، مهره پيسه برشته كشيده و براى چشمزخم بگردن آويخته ٥
ث ثخن: ستبرى و كلفتى ٣
ثمال: پناه و فريادرس، زهر كشنده، آنچه از آب و خوردنى در شكم بماند، مانده آب در تك آبگير و خنور ٢٢٤
ج جافى: ستمگر ٢٣٤
جدث: گور ٢٣٣
جنى: تازه ٥٢، ٢٣١